X
تبلیغات
آموزش و خانواده - ویژگی های خانواده متعادل

آموزش و خانواده

آموزش کاربردی خانواده ها

خانواده و نقش عملکرد آن در تربیت دینی ، تضاد شیوه های تربیتی خانواده ومدرسه



در تربیت اخلاقی، تربیت دینی از جایگاه رفیع برخوردار است. تحقیقات انجام شده نشان میدهد که تربیت دینی توسط خانواده ها نقش اساسی در سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد. همچنین پژوهش ها مؤید این مطلب است که مذهب می تواند خویشتن داری را که عنصر اساسی در تربیت است افزایش دهد و در این میان خانواده می تواند بعنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر تربیت دینی تلقی شود.
هدف از تربیت دینی آن است که مربی چه در مقام معلم و چه در مقام والدین شور و شوق فطری کودک را نسبت به جلال و جمال الهی پرورش دهد و از رهگذر آن فضایل اخلاقی را به ملکات اخلاقی مبدل سازد.
برای آنکه بتوان تعریفی از تربیت دینی به دست آورد نخست باید به تبیین معنای «تربیت» و «دین» پرداخت.
تربیت عبارتست از: «فراهم آوردن زمینه ها و عوامل به فعلیت رساندن یا شکوفا ساختن استعدادهای شخص در جهت رشد و تکامل اختیاری او به سوی هدفهای مطلوب»[1]
دین در لغت به معنای جزا، اطاعت و قهر و غلبه، عادت، انقیاد، خضوع و پیروی است و در اصطلاح عبارتست از: «مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی که برای اداره امورجامعه انسانی وپرورش آنها بکار گرفته میشود».[2]
با عنایت به تعریفی که از «تربیت» و «دین» به عمل آمده می توان گفت تربیت دینی فرایندی است دو سویه میان مربی و متربّی که ضمن آن مربی با بهره گیری از مجموعه عقاید، قوانین و مقررات دینی تلاش می کند تا شرایطی فراهم آورد که متربی آزادانه در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای خودگام برداشته، به سوی هدفهای مطلوب رهنمون گردد.
تربیت دینی همچون سایر جنبه های تربیت مانند تربیت جسمانی، ذهنی، اخلاقی و... فرایندی است دو سویه که باید آموخته و فراگرفته شود، با این تفاوت که این نوع تربیت از سایر انواع تربیت است و باید دقت و ظرافت خاص انجام شود. یادگیری در تربیت دینی دارای سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است که خانواده ها در هر بعد وظایف خاصی را باید بکار گیرند. که در اینجا به دو مورد از این ابعاد اشاره می کنیم.
1- بعد شناختی:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 22:5  توسط موسی امیری  | 

خودت ذره‌بین مشکلاتت نشو!

خودت ذره‌بین مشکلاتت نشو!

کسی که آتش می‌گیرد، اگر بلند شود و بدود بیشتر به آتش هوا می‌رساند و خود را شعله‌ورتر می‌سازد.
کسی که زخم کوچکی بر بدن دارد، اگر سهل‌انگاری کند، همان زخم کوچک می‌تواند گسترش یابد و کل بدن را فراگیرد.
اگر داخل تونلی با دیواره‌های سست مشغول رانندگی با اتومبیل هستید بوق نزنید، چرا که با این کار دیواره‌های تونل را تشویق به فروریختن بر سرخود می‌کنید.
راه سوم این شماره می‌گوید مشکلات را در قد و قواره خودش ببین و بی‌جهت خودت عامل بزرگ‌نمایی و تقویت مشکل نشو!
انسان از مشکل، گریزی ندارد. زندگی هر انسانی پُر است از انواع مشکلات، که هر فردی بسته به توانایی‌های خودش باید با این مشکلات دست و پنجه نرم کند و برای کنار آمدن یا غلبه کردن یا دور زدن آنها راهی پیدا کند. اما هر مشکلی وزن و اهمیت مشخصی دارد و اگر در قد و قواره واقعی خودش دیده و با آن برخورد شود، چه‌بسا بتوان با حداقل هزینه از آن عبور کرد و به راحتی آن را حل نمود.
اما متاسفانه بسیاری از ما به خاطر ناآزموده بودن و درواقع تعلیم ندیدن، به محض برخورد با یک مشکل کوچک احساس می‌کنیم دنیا به آخر رسیده است. چنان خودمان را می‌بازیم و مشکل را برای خودمان بزرگ می‌کنیم که بعد از مدتی یک مساله کوچک و بی‌اهمیت برای ما به‌صورت بزرگ‌ترین چالش زندگی درمی‌آید و بخش زیادی از آرامش و توان حیاتی ما را به خود جذب می‌کند.
دانش‌آموز زرنگی چون در یک درس ضعیف‌تر است و نمره کم گرفته، آن‌قدر خودش را سرزنش می‌کند و اعتمادبه‌نفسش را سرکوب می‌کند که بعد از مدت کوتاهی نمرات عالی در درس‌های ديگر را نیز فدا می‌کند و به یک دانش‌آموز متوسط و ضعیف تبدیل می‌شود.
زن و شوهری که زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای دارند، به‌خاطر بزرگ‌نمایی و حساسیت بی‌مورد یک اختلاف سلیقه جزیی، چنان واکنش‌های سنگینی را نسبت به شریک زندگی خود نشان می‌دهند که بعد از مدتی زندگی شیرین و آرام آنها به یک جهنم غیرقابل تحمل تبدیل می‌شود.
راه سوم این شماره به زبان ساده چیزی نیست جز این جمله ساده: "با دست خودت کارها را خراب‌تر نکن!"
بسیاری از مدیران برجسته و مسلط، اساسا به مشکلات، اجازه بزرگ شدن نمی‌دهند و هر عاملی که مشکل را از حد و اندازه خودش بزرگ‌تر جلوه می‌دهد، از چرخه مدیریت خارج می‌کنند. درواقع کسی که در یک مجموعه کاری، مشکل کوچک و بی‌اهمیتی را زیر ذره‌بین می‌برد و آن را از آن‌چه هست بزرگ‌تر جلوه می‌دهد، هدفش حل مشکل نیست، بلکه بدنام‌سازی لایه مدیریت مجموعه است تا ثابت کند که آنها حتی از عهده حل مشکلات جزیی هم برنمی‌آیند. این افراد معمولا به عمد و با نیت خراب کردن و نه آبادانی، روی مشکلات ذره‌بین می‌گذارند و به همین دلیل باید به هر نحوی که هست از مجموعه کنار گذاشته شوند. برعکسِ آنها، کسانی که دلسوز هستند همیشه این جمله ثابت ورد زبانشان است: "این که چیزی نیست، راحت حل می‌شود!"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 22:4  توسط موسی امیری  | 

چگونه استرس و افسردگي جوانان را کاهش دهيم؟


 

فشار کاري در پدران و مادران، بي حوصلگي آنان، پخش فيلم ها و سريال هاي حادثه اي و غمگين و کمبود سرگرمي هاي مفرح، سبب شده است که برخي از اعضاي خانواده ها شاد نباشند.

کسي که براي فرار از مشکلات زندگي، استرس هاي شغلي و استرس هاي مدرن به خوردن دارو عادت مي کند، احساس وظيفه شناسي را از دست مي دهد و حضور منظم او در محل کار يا مدرسه مختل مي شود.ايجاد شادي معقول و منطقي در بين اين افراد مانع از افسردگي ، و انواع ناهنجاري هاي اجتماعي مي گردد و در نتيجه باعث افزايش کارآيي مي شود.

تحقيقات نشان داده که بيش از نيمي از افرادي که براي ناراحتي هاي جسماني به پزشک مراجعه مي کنند، مشکلات رواني و عاطفي دارند، براساس يک نظرسنجي 41 درصد جوانان ايراني توان مقابله با مشکلات  زندگي را ندارند. 38 درصد آنان سرحال و با نشاط از خواب بيدار نمي شوند و همين تعداد از زندگي خود ابراز رضايت نمي کنند. طبق آمار سال 1378، 6درصد از جوانان تهراني بين سنين 15 تا 24 سال دچار اختلالات رواني هستند و اين آمار بين افراد 25 تا 44 سال به 5/8 درصد مي رسد.

صدا و سيما به عنوان يک رسانه فراگير مي تواند در ايجاد شادي  ميان اعضاي خانواده نقش اساسي داشته باشد. برنامه هاي تلويزيوني در زمينه طنز و ايجاد شادي کمتر موفق هستند.

سيد حسن موسوي، کارشناس مسائل اجتماعي مي گويد: نگراني از آينده سبب يأس و نااميدي در جوانان مي شود و احساس ناامني اجتماعي و رواني به وجود مي آورد و به همين دليل فرد ممکن است دچار افسردگي  شود؛ فرد افسرده  ج


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 21:48  توسط موسی امیری  | 

خانواده ایده آل اسلامی


 

نویسنده: دکتر فرزانه غفاری (1)


چکیده:

یکی از موضوعات بسیار مهم در اسلام موضوع خانواده است. خانواده سنگ بنای اجتماع می باشد و تنها با خانواده های سالم، استوار و صالح، می توان انتظار جامعه ای سالم، استوار و صالح را داشت.
از مجموع موضوعات و معارف اسلامی چنین بر می آید که در میان نهادهای اجتماعی، خانواده در تربیت و تکامل آدمی بزرگترین نقش و وظیفه را بر عهده دارد. اسلام می خواهد زن و مرد در کمال صفا و صمیمیت و حسن نیت در جوار هم زندگی کنند و محیط خانه از هر جهت برای تربیت نسل خوب و شایسته آماده باشد. برای نیل به این هدف والا مقررات و قوانینی برای اعضای خانواده در روابط متقابل بین آنها وضع شده که بر اساس معیارهای قرآنی در سه محور قابل بررسی است:
1- وظایف متقابل زن و شوهر نسبت به هم
2- وظایف پدر و مادر در برابر فرزند
3- وظایف فرزند در برابر والدین
قرآن برخی پدران، مادران و فرزندان نمونه را به عنوان الگوهای برتر معرفی می نماید که عبارتند از:
ابراهیم، زکریا، لقمان، شعیب، نوح، یحیی، عیسی، مریم، مادر موسی، مادر یحیی، مادران اسماعیل و اسحاق و.....
در این مقاله برخی ویژگیهای خانواده برتر اسلامی از دیدگاه قرآن و سنت معرفی می گردد. و در خلال آن به تبیین برخی وظایف مهم اعضای خانواده در روابط متقابل آنها با یکدیگربا استعانت از آیات قرآنی و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام همراه با معرفی برخی الگوهای شایسته قرآنی پرداخته می شود.

واژگان کلیدی:

اسلام، قرآن و سنت، خانواده ایده آل

مقدمه:

ازدواج پیمان مقدّسی است بین زن و مرد، برای مشارکت و همکاری آن دو در امر تشکیل خانواده که حفظ کیان آن با اراده و خواست طرفین و در سایه قراردادی به نام عقد صورت می گیرد. به تعبیر دیگر خانواده یک نهاد حقوقی است که اعضای تشکیل دهنده ی آن به وسیله رشته زناشوئی، خون یا فرزند خواندگی با یکدیگر پیوند می یابند و در یک مجموعه واحد با هدف مشترک زندگی می کنند.
خانواده مهم ترین نهادی است که جامعه را تغذیه نموده و در سلامت و عدم سلامت، در شرافت و انحراف آن، در سازگاری و نابهنجاری آن مؤثر است. از این رو دولت و ملت به حمایت از این بنیان مقدّس که اساس اجتماع است وظیفه مندند. چرا که خانواده نخستین پایگاه تربیت است و هیچ بنیادی مؤثرتر از آن در جنبه ی سرنوشت سازی و رشد و تربیت انسان وجود ندارد. محیط خانواده در تشکیل شخصیت انسان بسیار مؤثر است. سنت ها، الگوها و ضوابط و قوانین آن در کودک اثر دارد. خانواده عامل انتقال فرهنگ، تمدن، ادب و سنن است و اهمیت آن همیشگی است و برای دوام و بقای جامعه و تمدن و فرهنگ، راهی جز آن وجود ندارد. (2)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 21:41  توسط موسی امیری  | 

اختـلالـهای رفـتاری وهیـجانی


تعریف:
اختلالهای رفتاری وهیجانی شامل رفتار وبروز هیجانهایی در کودکان ونوجوانان است که با سن آنها متناسب نیست، ‏‏با وضعیت فرهنگی آنها همخوانی ندارد وشرایط اخلاقی محیط زندگی این گونه رفتارهارا تایید نمی کند . این عدم تناسب در رفتارها وهیجانها بر زندگی عمومی فرد اثر می گذارد ونشانه های آن را در تحصیل زندگی اجتماعی زندگی شخصی ومحیط شغلی او می توان دید  . برخی از نشانه های اختلالهای رفتاری وهیجانی را در همه ی کودکان می توان دید ولی این نشانه ها در برابر فشارهای زندگی وناراحتیها به وجود می آید وموقت و زود گذر است . اختلالهای رفتاری وهیجانی دوام دارند وماندگار هستند ومعمولا در موقعیتهای مختلف زندگی مانند خانه، مدرسه، محل کار و محیطهای اجتماعی دیده می شوند . به علاوه روشهای مرسوم ومعمو ل تربیتی که پدر ومادر یا معلم برای کودکان خود انجام می دهند، درباره ی اختلالهای رفتاری وهیجانی بی  تاثیر است .  
شیوع :
تعداد این کودکان را در بین جمعیت کودکان مدرسه رو بسیار متفاوت گزارش کرده اند . در مدارس ایالات متحد امریکا که کودکان دارای اختلالهای رفتاری و هیجانی در مدرسه های عادی درس می خوانند، تا 2 درصد جمعیت مدارس را از این گروه دانسته اند . تحقیقات انجام شده نشان می دهد که حداقل 6 در صد کودکان دارای این دسته از مشکلات هستند . به هر صورت تعداد این افراد در جامعه و مدارس کم نیست و مشکلات آنها به حدی هست که خانواده ها و معلمان را  به جستجوی  کمک می کشاند وگاه به طور کامل درمانده می کند .
علتها :
درباره  اختلالهای رفتاری وهیجانی نیز مانند بسیاری از اختلالهای رایج دو دسته علت زیستی ومحیطی ذکر شده است . از عوامل زیستی می توان به نقش ارث ، عوامل عصبی  و عوامل بیو شیمیایی اشاره کرد. هر کدام از این عوامل به تنهایی می توانند باعث برخی اختلالها شوند . گاهی نیز دو یا چند عامل در شکل گیری اختلالی نقش بازی می کنند .
   
از عوامل محیطی نامطلوب بودن محیط اولیه ی تربیتی ،  وجود الگوی پرخاشگری در بدو ورود به مدرسه ، طرد اجتماعی به وسیله ی هم سالان یا بزرگسالان به خصوص در شکل گیری اختلال سلوک ورفتار ضد اجتماعی ذکر شده است .    در زمینه ی خانواده نیز ارتباط با پدر ومادر و تعامل پدر ومادر با فرزندان در شکل دهی به رفتارها وهیجانهای کودک اثر قابل توجهی دیده شده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 21:37  توسط موسی امیری  | 

اعتماد به نفس و راههای تقویت آن


یکی ازموثرترین راههای کمک به فرزندان،حفظ عزت نفس آنهاست . عزت نفس زیاد یکی از باارزشترین منابعی است که نوجوانان می توانند در اختیار داشته باشند. تحقیقات نشان داده اند که نوجوانی که از عزت نفس زیاد برخوردار است ، خیلی موثرتر می آموزد،روابط سود بخش تری را برقرار میکند ، بهتر می تواند از فرصتها استفاده کند و مولّد و خود کفا باشد . عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن ، این حس از مجموع افکار، احساسها و عواطف و تجربیتمان در طول زندگی ناشی می شود . و یا واژهای است که به احساس فرد نسبت به ارزشمندی و تایید او نسبت به خودش مربوط است . از نظر روزنبرگ در سال 1965 «نگرش مطلوب و نامطلوب نسبت به خود» همه افراد،صرف نظر از سن، جنسیت،زمینه فرهنگی جهت و نوع کاری که در زندگی دارند نیازمند عزت نفس هستند . عزت نفس واقعا بر همه سطوح زندگی اثر دارد .
اهمیت عزت نفس:
همه مربیان و والدین و رهبران بر این باورند که جامعه باید پرورش دهنده افرادی با بهداشت روانی سالم و عزت نفس بالا باشد . چنین افرادی به دیگران احترام می گذارند ، مسوولیت رفتار خود را می پزیرند دارای ثبات شخصیتی هستند . خود انگیخته هستند . توانایی خطر کردن و ربرو شدن با مشکلات و حل آنها را دارند ، دیگران را دوست دارند و دوست داشتنی هستند . در زندگی به دنبال چالش هستند هدف های خود را دنبای می کنند . به عبارتی جامعه نیازمند افراد با عزت نفس بالاست . زیرا این افراد توانایی های خود را باور دارند. مسوول و قابل اعتماد باشند.  پژوهش های گوناگون نشان می دهد که بین عزت نفس پایین با افسردگی ، افت تحصیلی و حتی عضویت در گروههای اخلال گر در مدرسه رابطه وجود دارد.
روشهای افزایش عزت نفس
1-
زندگی آگاهانه2-مسوولیت پذیری نسبت به خود 3-ابراز وجود   4-پذیرش خود  5-زندگی هدفمند  6-همخوانی فردی یعنی یکی بودن دانسته ها ، گفتار عمل با یکدیگر و خواستن خیر و صلاح آنها.  موفقیت مقدمه محبوبیت ، مقبولیت و شادکامی است . و موجب تعادل شخصیت و احساس اعتماد به نفس می شود ، بنابراین زمینه های کسب موفقیت در مدرسه را هر چه بیشتر فراهم سازیم. کودک تمایل دارد که معلم و همکلاسانش بدانند که وی با استعداد است ، این شناسایی استعداد به وی احساس اعتماد به نفس و اطمینان خاطر میدهد . وقتی عزت نفس پایین باشد مقاومت در مقابله با ناملایمات از بین می رود افرادی که از عزت نفس پایین برخوردار هستند بیشتر تمایل به اجتناب از مشکلات دارند تا اینکه با آنها روبه رو شوند و به طور کلی ویژگی منفی بیش از ویژگی های مثبت در آنها مشاهده می شوند(براندن1984)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 21:36  توسط موسی امیری  | 

10نکته برای گرفتن تصمیمات هوشمندانه


تصمیم گیری بخشی از کارهای روزانه هر یکی از ماست و در طول شبانه روز هر کدام از ما در موقعیت هایی قرار می گیریم که ملزم به تصمیم گیری هستیم.

مدیران ایران: تصمیم گیری بخشی از کارهای روزانه هر یکی از ماست و در طول شبانه روز هر کدام از ما در موقعیت هایی قرار می گیریم که ملزم به تصمیم گیری هستیم. دایره این تصمیمات از خردترین و ساده ترین تصمیمات روزمره تا مهمترین آنها را در برمی گیرد

تفکر غالب این است که براساس آنچه احساسات به ما می گویند و به سخن دیگر برپایه آنچه حس می کنیم، تصمیم بگیریم، اما مشکل اصلی این نوع رویکرد این است که اغلب تعصبات ما در این نوع تصمیم گیری به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه دخالت داده می شوند و در نهایت کار را خراب می کنند.

اما راه خلاصی از این تعصبات و رفتارهای غلط آگاه شدن نسبت به آنهاست. در صورتی که ما بدانیم کدام تفکرات اغلب نهادینه شده در ذهن ما غلط و نارواست، می توانیم بسیار سبک بال تر از گذشته تصمیم بهتری بگیریم.

این گزارش شما را هم از تعصبات و رفتارها غلط آگاه می کند و هم نکاتی برای تصمیم گیری بهتر به شما می آموزد:

۱. به دنبال "بهترین” گزینه بودن تنها وقت تلف کردن است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391ساعت 21:18  توسط موسی امیری  | 

توسعه، جامعه و آموزش


مقالات استادان

فرهنگ ملی از پايه های استقلال ملی است و بر مردم آن جامعه است که از فرهنگ خود همانند سرزمين خود، دفاع کند. در طراحی برنامه های توسعه آن چه اهميت دارد، توجه به هويت های ملی است.

مقدمهتوسعه (Development) این واژه قبل از هرچیزی، اصطلاح و واژه ای است مربوط به حوزه زیست شناسی. در زیست شناسی به تغییراتی پیش رونده که در اندازه، شکل و عملکرد ارگانیسم یک موجود زنده در طول حیات آن رخ می دهد، و به موجب آن پتانسیل های تکوینی آن موجود (ژنوتیپ) به سیستم های بلوغ یافته (فنوتیپ) تبدیل می گردد، اطلاق می شود. البته این رشد فقط در اندازه و کمیت نیست، بلکه توأمان پیچیده تر شدن هم هست.
توسعه اقتصادی(Economic Development) شاید دومین زمینه کاربرد این واژه دراقتصاد باشد. توسعه اقتصادی، به عملیاتی اطلاق می شود که به موجب آن، اقتصاد ساده و کم درآمد به اقتصاد صنعتی مدرن تبدیل می شود. هرچند این اصطلاح گاهی مترادف " رشد اقتصادی " (economic growth) گرفته می شود ولی معمولاً برای توصیف پیشرفت هم زمان کمی و کیفی تغییر در اقتصاد یک کشور به کار می رود.
تئوری )، که بیانگر چگونگی و راه)توسعه اقتصادی Economic Development Theory کارعبور اقتصاد کشورهای فقیر به سوی اقتصاد پیشرفته می باشد، به دنبال وضعیت خاصی که پس از جنگ دوم جهانی رخ داد، مطرح گردید و اهمیت یافت.
توسعه (Development) واژه ای است که معمولاً از فرایند رشد اقتصادی در درآمد سرانه (per capital income) و تغییراتی اساسی در ساختار اقتصادی که آن رشد را موجب می گردد حکایت می کند
این واژه گاه درحوزه فرهنگ و سیاست هم استفاده می شود اما مراد از آن چندان روشن نیست. مثلاً از آن جا که فرهنگ چندان قابل اندازه گیری نیست بنابراین اصطلاحDevelopment" Cultural" با این که بسیار معمول شده است ولی معنای چندان محصلی ندارد. به همین قیاس است اصطلاح"Development Political". اما تحلیل گران سیاسی از این اصطلاح استفاده می کنند تا کشورهایی را که درآن ها دموکراسی، قانون و حاکمیت مردمی وجود دارد را دربرابر جوامعی که درآن ها مطلق اندیشی، و اتوریته فردی حاکم است باز شناسانند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1391ساعت 11:27  توسط موسی امیری  | 

اصول برقراري ارتباط موثر در اجتماع


واحد جامعه تبیان زنجان-

خوب يا بد، خوشمان بيايد يا بدمان بيايد، همه‌مان مجبوريم در طول زندگي با انواع و اقسام آدم‌ها سر و کله بزنيم و ارتباط برقرار کنيم. با اين اوصاف، خيلي واضح است که اگر اصول ارتباط مؤثر را بلد نباشيم، کلاهمان پس معرکه است. شما از اصول ارتباط موثر چه مي‌دانيد؟

ارتباط، پديده‌اي است که در آن اطلاعات منتقل مي‌شود. اگر اطلاعات به نحوي انتقال يابد که در ذهن فرستنده و گيرنده يک معني واحد شکل بگيرد، مي‌توان گفت ارتباط کامل روي داده است.

ارتباط، فرآيندي پوياست يعني پديده‌اي که کيفيت و کميت آن متغير است ولي در مسير زمان هميشه جريان دارد و نمي‌توان براي آن آغاز يا پاياني متصور شد. ارتباط، امري اجتناب ناپذير است و همه اجزاي جهان خواسته يا ناخواسته با يکديگر ارتباط برقرار مي‌کنند. ارتباط حتي در سکوت و ميان اجزاي بي‌جان نيز وجود دارد. همه اجزاي پيرامون ما با ما در ارتباط‌اند و پيام‌هايي را به ما منتقل مي‌کنند زيرا بدون انتقال اطلاعات زندگي دشوار مي‌شود. در هر ارتباطي پنج جزء وجود دارد که شامل فرستنده، گيرنده، راه ارتباط، پيغام و معني است.

ابزار ارتباط

ارتباط مي‌تواند به صورت شفاهي و کتبي برقرار شود که هر يک از اين دو نوع ارتباط داراي دو وجه کلامي و غيرکلامي است. تابلوهاي راهنمايي و رانندگي، کارت تبريک، پوستر، يک مکالمه تلفني، يک مکالمه رو در رو، يک نامه اداري،‌ مثال‌هايي از اشکال گوناگون برقراري ارتباط است. در ارتباطات شفاهي و کتبي در بخش کلامي يا زباني،‌ کلمات و دستور زبان پيغام حايز اهميت است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1391ساعت 17:12  توسط موسی امیری  | 

چگونه زندگي كردن را به نوجوانان آموزش دهيم



سزاوار
يادگيري روابط صحيح اجتماعي باعث افزايش اعتماد به نفس افراد و كاهش رفتارهاي پرخطر مي شود. اين درحالي است كه برخي نهادهاي اجتماعي و خانواده ها درباره آموزش مهارت هاي زندگي در جامعه بين جوانان بسيار ضعيف عمل مي كنند. 
روابط اجتماعي مسيرهاي جامعه پذيري را براي جوانان مهيا مي كند به نحوي كه آنان همانند يك عضو صالح و سالم وارد جامعه مي شوند و از رفتارهاي انحرافي نوجوانان و جوانان جلوگيري مي شود.
يعني درواقع جوانان ياد مي گيرند چگونه تصميم گيري كنند و تفكر خلاق و انتقادي داشته باشند، چگونه احساس مسئوليت پذيري را در خود افزايش دهند و از همه مهم تر چگونه نحوه رفتار مناسب با همسالان را ياد بگيرند.
از كاركردهاي اصلي مهارت هاي زندگي ارتقاي سلامت روحي- رواني افراد است و جوانان در طول اجراي برنامه هاي مدون آموزش هايي درباره افزايش خودآگاهي، تصميم گيري حل مسئله، تفكر انتقادي، تفكر خلاق، كنترل هيجان ها در افراد فرا مي گيرند.
اين آموزش ها بيشتر از سوي نهادهاي درگير با مسائل اجتماعي به جوانان داده مي شود. همچنين آموزش هاي پيش از ازدواج و برخورد با مسائل حساس زندگي از ديگر آموزش هاي مهارت هاي اجتماعي است.
با توجه به مسائل و بحران هاي پيش روي جوانان ضروري است كه اقدام هاي اساسي تري در اين بخش انجام شود.
اليس مك رابيس محقق و جامعه شناس انستيتو اوكلاهاما درباره ضرورت طرح مهارت هاي اجتماعي مي گويد: تحقيقات نشان مي دهد كه 50درصد از كودكاني كه آموزش مهارت هاي زندگي ديده اند در برخورد با مشكلات با اعتماد به نفس بيشتري مواجه شده اند.
اين محقق با اشاره به مسئله طلاق و اعتياد مي گويد: براساس آمارها 30درصد از طلاق ها در سال اول و 60 درصد آن نيز در 7 سال اول زندگي اتفاق مي افتاد. عمده مشكلات طلاق نيز به دليل نداشتن آگاهي از زندگي زناشويي است. در بحث اعتياد نيز فرد نمي تواند بر استرس ها و نگراني اطراف خود به طور مناسب تسلط يابد. ولي فراگيري مهارت هاي زندگي نقش به سزايي در كاهش استرس و افزايش اعتماد به نفس فرد دارد.
آموزش روابط اجتماعي نوعي تزريق واكسن رواني براي نوجوان است كه به ارتقاي سلامت اجتماعي و خانوادگي او كمك مي كند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 22:46  توسط موسی امیری  | 

خانواده موفق، چه نوع خانواده‌اي است؟


خانواده موفق یعنی تپیدن یك قلب در سینه همه اعضای آن، یعنی روحی مشترك در چندین كالبد كه باعث می شود همگام و همراه یكدیگر به سمت كمال ره بپیمایند. در این خانواده، وحدت، هماهنگی و انسجام اهمیت بسیار دارد، تفرقه جایی ندارد و كار ها با شور و مشورت سرانجام می گیرند. برای داشتن یك كانون گرم و موفق باید قدم اول را درست برداریم و آن انتخاب همسر با ملاك های اسلامی است كه مهم ترین آنها، ایمان و باورهای صحیح، حسن خلق، تقوا و سلامت جسمی و روانی است. در این صورت است كه می توان به داشتن خانواده ای موفق امیدوار بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 22:41  توسط موسی امیری  | 

خانواده سالم جوان سالم



جواناني كه رفتارهاي پرتنشي دارند، اغلب در دوران كودكي تعامل صحيح با ديگران را نياموخته اند و در خانواده هايي بزرگ شده اند كه به دليل اختلاف هاي پدر ومادر روابط عاطفي ضعيفي ميان اعضاي خانواده برقرار بوده است.
در واقع نبود عاطفه در ميان برخي از خانواده ها موجب مي شود تا اعضاي خانواده دچار مشكلات و پيامدهاي بسياري شوند. ترس، اضطراب و نداشتن اعتماد به نفس از جمله ناهنجاري هايي است كه در خانواده هاي بي عاطفه وجود دارد.
تحقيقات انجام شده در دانشگاه ليورپول نشان مي دهد جوانان موفق در خانواده هاي سالم و با محبتي زندگي مي كنند كه بار عاطفي مناسبي در ميان اعضاي آن خانواده حكم فرماست.
تحكم و حساب كشي، تحقير و سرزنش و سردرگمي از جمله رفتارهاي منفي ميان برخي جوانان است كه باعث تنش در زندگي آنها مي شود. محبت و از خود گذشتگي حلقه مفقود زندگي آنهاست.
ادوارد كالسي جامعه شناس دانشگاه ليورپول، كاركرد خانواده را از نظر عاطفي مورد بررسي قرار مي دهد و مي گويد: از جمله نتايج روابط متقابل زن و شوهر بالابودن ميزان بار عاطفي آنها در خانواده است، اين رابطه از اهميت ويژه اي برخوردار است. چرا كه در روابط اجتماعي فرزندانشان تأثير بسيار زيادي دارد.
به گفته او زماني كه روابط عاطفي مناسبي در ميان زن و شوهر وجود داشته باشد خانواده با آرامش بيشتري به فعاليت خود ادامه مي دهد و جوان اين خانواده در انجام امور بيرون از خانه نيز موفق تر عمل مي كند.
دكتر كالسي به بحران عاطفي در خانواده ها اشاره مي كند و مي گويد: در خانواده هايي كه روابط عاطفي هيچ گونه جايگاهي ندارد اختلاف ها جايگزين عاطفه مي شود و در نهايت ارتباط زن و مرد را با خشونت فيزيكي مواجه مي كند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 22:37  توسط موسی امیری  | 

در دنياي رسانه هدايت ذهني فرزندانمان را در دست بگيريم



چندين سال است كه نويسندگان و تهيه كنندگان صدا و سيما در ماه مبارك رمضان با دستي پر بر صفحه جادويي تلويزيون ظاهر مي شوند و بازيگران با هنرنمايي و طنازي خود به خلق شخصيت هايي مي پردازند كه نه تنها در قاب چشمان بيندگان جان مي گيرند و ساعتي؛ فقط ساعتي؛ اوقات فراغت آنها را پر مي كنند، بلكه با افكار و آرزوهاي مخاطبان چنان آميخته مي شوند كه قصه هم ذات پنداري و تجربه اعمال و رفتارشان و يا حتي در فازي كوچكتر الگو برداري از تكيه كلام هاي آنها براي بخشي از مخاطبان كه ما از آنها به عنوان نسل سوم يا نسل نوجوان و جوياي تجربه ياد مي كنيم مخاطره آميز است.
اين خطرها مي تواند شكسته شدن حريم زبان و كلام باشد يا رد كردن چراغ قرمزهاي رفتاري و هنجارشكني هاي اجتماعي و به تازگي هم اقدام عليه سلامتي و به خاطر انداختن جان...
امسال در سريال هاي تلويزيوني ماه رمضان كه از شبكه اول و سوم سيما پخش شد؛ شخصيت هايي ايفاي نقش مي كردند كه نماد عيني در اجتماع نداشتند. مثلا شيطان و نريشن هايش، يا ارواح كه براي ذهن پرسشگر و جست و جوگر نوجوان ناشناخته است و كارهايش رمز و رازهايي كه دوست دارد كشفشان كند. در نظر بگيريد براي نوجواني كه شايد قدرت درك مفاهيم اصلي فيلم يا هدف گذاري هاي نويسندگان را در انتقال مفاهيم ندارد؛ ارواح و گشت و گذارهاي آنها؛ دوستي ها و شيطنت هايشان، حضور آنها سر كلاس درس و دانشگاه، سر درآوردن آنها در منازل و مكان هاي محل اشتغالشان و فهميدن نظرات ديگران درباره خودشان، پوشش ارواح كه مثل فردي عادي لباس هاي رنگي تنشان بود و... مي توانست جذاب باشد تا حدي كه دلشان بخواهد آنها هم مدتي اين گونه زندگي كنند و فيلترشكن اسرار جامعه باشند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 22:37  توسط موسی امیری  | 

ملاک انتخاب همسر از دیدگاه قرآن

 

انسان در سراسر زندگى با انتخاب‏هايى روبه‏رو مى‏شود و بايسته است كه ملاك‏ها و معيارهايى براى گزينش هر موضوع در دست داشته باشد؛ مانند انتخاب شغل، رشته تحصيلى، مسكن و... فرد براساس منافع و شرايط و امكانات موجود، معيارهايى را تعريف و آنگاه گزينش مى‏كند، يكى از موضوعات و مسائل مهم زندگى ازدواج است كه نيازمند دقت و توجه بيشترى است؛ زيرا به تمام زندگى دنيوى و اخروى او ارتباط دارد و نسل آينده نيز از آن متأثر مى‏باشد. با توجه به اهميت موضوع و پيامدهاى آن ضرورى است تا ملاك‏ها و معيارهاى درست و منطقى ازدواج را بشناسيم. 
قرآن كريم و روايات معصومان (ع) ملاك‏هاى مهمى را براى اين مسئله بيان كرده است كه در اين نوشتار به چند نمونه مى‏پردازيم: 
امام صادق (ع) درباره اهميت توجه به ملاك‏هاى انتخاب همسر فرمودند: «انظر اين تضع نفسك و من تشركه فى مالك و تطلعه على دينك و سرك (1)؛ خوب دقت كن كه خودت را در كجا مى‏نهى و چه كسى را در مالت شريك مى‏گردانى و بر دين و اسرارت آگاه مى‏سازى.»
و نيز فرمودند: «انما المرائة قلاده فانظر ماتتقلد؛ زن به منزله گردنبندى است كه به گردن مى‏افكنى، سپس مراقب باش كه چه چيزى را به گردن مى‏افكنى.» (2) 
اين ملاك‏ها هم بايد در مورد مردان باشد و هم درباره زنان، چنين نيست كه تنها زنان بايد اين صفات و ويژگى‏ها و ملاك‏ها را دارا باشند و مردان از آن مستثنا شوند. 

ملاك‏ها: 

1- ايمان و ديندارى‏
متون دينى ما، اولين و مهم‏ترين ملاك در انتخاب همسر را ديندارى معرفى كرده است. قرآن كريم در همين زمينه مى‏فرمايد: «ولا تنكحوا المشركات حتى يومن ولامه مؤمنه خير من مشركه ولو اعجبتكم و لا تنكحو المشركين حتى يومنوا و لعبد مؤمن خير من مشرك ولو اعجبكم اولئك يدعون الى النار واللَّه يدعو الى الجنه (3)؛ با زنان مشرك تا زمانى كه ايمان نياورده‏اند ازدواج نكنيد، 
اگر چه بخاطر مال يا جمال و مقام (موقعيت)، شما را به شگفتى آورند و زنان خود را به ازدواج مردان مشرك و بت‏پرست تا ايمان نياورده‏اند در نياوريد اگر چه (مال و زيبايى و موقعيت) آنان شما را به شگفتى آورد (زيرا) آنها شما را به سوى آتش دعوت مى‏كنند و خداوند شما را دعوت به بهشت و آمرزش مى‏نمايد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 16:11  توسط موسی امیری  | 

۱۰ راه برای بهترین پدر بودن:


▪ آیا از پدر شدن می‌ترسید؟ چگونه می‌خواهید با این موضوع مواجه شوید؟
نگران نباشید.
چه چیزی در مردان وجود دارد که از پدر شدن می‌ترسند و آن را قابل مقایسه به گزیدن مار و حمله های کوسه می دانند. اسکات کلبای(نویسنده) در این زمینه به مردهایی که با این موضوع دست و پنجه نرم می کنند کمک می‌کند.
او می‌نویسد:"من واقعاً نمی‌خواستم بچه دار شوم. من مشکلاتی که مردان دیگر داشتند-مطمئن نیستم که پدر خوبی باشم- نداشتم، ترس من از نوع دیگری بود. من نمی‌خواستم از سرگرمی ها و تفریحاتم دست بکشم، زندگی بی خیال و راحت خودم را دوست داشتم و نمی‌خواستم آن را به دنیایی از بدبختی و نق زدن ها و کهنه عوض کردن تبدیل کنم."
کلبای در کتابی به نام «چه کسی بچه نمی‌خواست؟» راه های غلبه بر این احساسات که مردان تهدیدی برای خود می‌دانند نوشت و اینکه چگونه می‌توان بر این ترس ها پیروز شد تا یک پدر خوبی شد.
● ۱۰ مورد که به شما کمک خواهد کرد.
۱) نگران پدر خوب بودن نباشید.
پدر خوبی بودن تنها این نیست که همیشه بچه به بغل باشید، بدانید که چگونه آروغ بگیرید، بلکه پدر خوب بودن با شوهر خوب بودن شروع می‌شود، با شریک بودن در تمام لحظات قبل از زایمان شروع می‌شود. پس اگر می‌خواهید واقعاً پدر خوبی باشید، ابتدا مطمئن شوید که شوهر خوبی هستید، اگر چیزی وجود داشته باشد که بچه شما به آن نیاز داشته باشد آن، عشق شما به خانه و خانواده‌تان است برای اینکه پایه های ازدواجتان را محکم کنید، کار کنید شما وقتی پدر خوبی باقی خواهید ماند که آنها در امنیت باشند.
۲) زندگی روزمره خود را به سرعت شروع کنید.
سعی کنید که بعد از بچه دار شدن زندگی عادی خود را از سر گیرید. بعضی از پدر و مادرها در ابتدا که بچه دار می‌شوند بسیار آشفته می‌شوند و تا ۲ سال خانه شان را ترک نمی‌کنند که مبادا آسیبی به فرزندشان برسد. این فقط یک بچه است، نیتروگلیسیرین که نیست! بعد از یکی دو هفته بیرون بروید و زندگی روزمره ای که قبل از بچه دار شدن شما و همسرتان داشتید را آغاز کنید.
به خاطر داشته باشید وقتی بچه شما کوچک است، در مسافرتها تمام تجهیزاتی که در یک فروشگاه لوازم کودک موجود است را با خود همراه داشته باشید. کودکتان را به گردش، خرید، سفر با هواپیما و تقریباً هر جایی که قبل از بچه دار شدن می‌رفتید با خود ببرید.
یقیناً خیلی از چیزها با قبل تفاوت کرده است اما باید به شرایط جدید عادت کنید، گذشت زمان استرس موجود در شما و همسرتان را از بین خواهد برد، البته اگر زندگی روزمره را شروع کنید نه اینکه ۲۴ ساعت در خانه باشید و خود را زندانی کنید که همین کار بسیار تنش زا می باشد.
۳) زمانی را برای همسرتان اختصاص دهید برای خودش.
من باید به شما متذکر شوم که در زندگی یک کودک اهمیت پدر به اندازه مادر است. مادر شدن بسیار سخت تر از پدر شدن است، او باید بچه را به دنیا بیاورد، او را غذا دهد، از او مراقبت کند و خیلی از کارهای دیگر. اگر به او واگذار کنید در این کار هیچ توقفی نخواهد کرد و محافظت از خودش را فراموش خواهد کرد و خود را به شدت در گیر وظایف مادری می‌ِکند، این موضوع واقعاً مهم است که فرصت کافی به مادر هم بدهید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 15:48  توسط موسی امیری  | 

خانواده سالم ونا سالم کدامند

 

بسیاری از كسانی كه سرپرست یا عضو خانواده ای آشفته و ناسالم هستند، فكر می كنند خانواده ای طبیعی، خوب و كارآمد دارند. به راستی وقتی واژه طبیعی (یا بهنجار و معمولی) به كار برده می شود و برای مثال گفته می شود «خانواده طبیعی»، منظور چیست؟ آیا طبیعی بودن به معنای سالم بودن است؟ اغلب از روی عادت، «طبیعی بودن» برای توصیف وضعیت هایی كه عمومیت دارند و همگانی هستند، به كار برده می شود. مثلاً در جامعه ای كه خانواده ها از تنبیه بدنی برای كنترل رفتار اعضای خود استفاده می كنند، كتك زدن عملی طبیعی است چرا كه در خانواده های آن جامعه، تنبیه بدنی عمومی و همگانی است. همچنین در جوامعی كه خانواده ها به دختران خود اجازه تحصیل نمی دهند، بی سواد نگاه داشتن دختران از نظر مردم آن جامعه عملی طبیعی است. اینها خانواده های خود را «خانواده های طبیعی» می انگارند. ولی آیا این نوع از خانواده ها، «خانواده های سالمی» هستند؟
استفاده از واژه های خوب و كارآمد برای توصیف خانواده هایی كه به نظر سرپرست و اعضای آنها وظایف خود را نیز انجام می دهند، نمی تواند به معنی سالم بودن آن خانواده باشد. وقتی می گوییم خانواده خوب و كارایی داریم اغلب منظور این است كه: ما همیشه جایی برای خوابیدن، سقفی روی سر و غذایی برای خوردن داشته ایم، مدرسه رفته ایم یا می رویم و در فرصت های خاصی در كنار والدین خود بوده ایم. بدون شك، وجود چنین شرایطی در خانواده ضروری است، اما برای یك خانواده سالم این شرایط كافی نیست.
خانواده سالم نیازهایی فراتر از مسكن، غذا، تحصیل و حتی امنیت جسمی و جنسی اعضای خود را برآورده می سازد. اعضای خانواده به خصوص كودكان به نوازش، در آغوش گرفتن، شنیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن نیز نیاز دارند. ما احساس هایی داریم كه لازم است به آنها اجازه داده شود تا ابراز شده و پذیرفته شوند، چیزهایی را از دست داده و می دهیم كه نیاز داریم برای آنها سوگواری كنیم، ما به صداقت نیاز داریم تا بتوانیم خود حقیقی مان را آشكار كنیم و خلاقانه زندگی معنوی داشته باشیم.
بنابراین واژه های «طبیعی و خوب» كه از روی عادت استفاده می شوند، نمی توانند بیانگر سلامت خانواده باشند. از این رو، مناسب تر است برای توصیف خانواده از واژه های «سالم یا ناسالم» استفاده كنیم.
● خانواده ناسالم
خانواده ناسالم آن خانواده ای نیست كه آشكارا غیرطبیعی، بد و ناكارآمد باشد، بلكه برعكس خانواده های ناسالم اغلب طبیعی و خوب به نظر می رسند. این خانواده ها در ظاهر خود را خوب جلوه می دهند. آنها برای تظاهر، دروغ و فریب كاری كه از آن با عنوان «زرنگی» یاد می كنند بیشتر از صداقت، ارزش قائل می شوند. بددهنی، پرخاشگری، تنبیه و سرزنش در این خانواده ها عادی است. آنها به داشتن و به دست آوردن و به طور كلی به جذب و تصاحب بی قید و شرط هر آنچه در دنیای بیرون از خود فرد است بیشتر از بودن و همانی كه در واقع هستند اهمیت می دهند. فرزندان و اعضای چنین خانواده هایی به لحاظ جسمی به شكل بزرگسالانی درمی آیند كه فقط نقش آدم بزرگ را بازی می كنند، بدون این كه از درون رشد كرده و بزرگ شده باشند. بنابراین آنها «كودكان بزرگسال» و به عبارتی «هم وابسته» می شوند. یعنی كسانی كه از درون احساس خلأ و پوچی می كنند و به سختی در تلاشند این خلأ را به طریقی ناسالم پر كنند. معمولاً در خانواده های ناسالم كه والدین و سرپرست خانواده، خود كودكان بزرگسال خانواده های ناسالم هستند، قوانین تقریباً پنهان و ناگفته ای به اجرا درمی آیند كه بیشتر در خدمت برآورده ساختن نیازهای ارضا نشده والدین است تا فرزندان آنها.
● برخی از شایع ترین قوانین فوق عبارت اند از: 
▪ احساسات خود را نباید ابراز كنید. بروز احساساتی از قبیل شادی و شعف، آرامش، رنج، نشاط و لذت، حسادت، غرور، ترس، شهامت، عشق و تنفر در این خانواده ها ممنوع است. تنها احساساتی كه در خانواده ناسالم اجازه بروز دارند غم و عصبانیت یا پرخاشگری است.
▪ مطابقه گفته های ما(والدین یا سرپرست خانواده) رفتار كنید نه مطابق رفتار ما. به عبارتی با این قانون چنین پیامی به اعضای خانواده داده می شود: اگر ما دروغ می گوییم شما نگویید. دروغ خوب نیست!
▪ باید كامل و بی عیب و نقص بود. در خانواده ناسالم، «كمال»، دست یافتنی است و اشتباه نابخشودنی. بنابراین كودكان برای جلب حمایت، دریافت توجه و تأیید، در حد كمال تلاش می كنند. تلاشی كه برای آنها جز رنج، ناامیدی و شكست چیزی به همراه ندارد. در نتیجه با هر اشتباه و شكستی، سراسر وجود آنها را احساس گناه و بی ارزشی فرا می گیرد.
▪ خود خواه نباشید. یعنی خودت نباش، خودی باش كه ما و دیگران می خواهیم. آن وقت ما شما را به عشق مشروط و تأیید خود، پاداش می دهیم. به عبارت دیگر، خانواده ناسالم با قانون خودخواه نباش، به اعضای خانواده یاد می دهد كه نیازهایشان را به طور مستقیم و با درخواست صادقانه مطرح نكنند؛ بلكه به طور غیرمستقیم و با مراقبت كردن از دیگران و برآوردن نیازهای آنها، به نیازهای خود پاسخ دهند. عجیب این كه چنین افرادی در بزرگسالی قادر به بخشیدن نیستند و واقعاً خودخواه خواهند شد.
▪ باید به قوانین خانواده وفادار بود و درباره مشكلات خانواده هرگز با كسی گفت و گو نكرد. این نوعی انكار است كه خانواده ناسالم آن را به كار می برد تا اعضا با حقایق مربوط به فقدان صمیمت و شادی در خانواده مواجه نشوند و خانواده ناسالم بتواند به اصطلاح به طور «طبیعی» به بقای خود ادامه دهد.
قوانین دیگری هم وجود دارد از قبیل: «همیشه خودت را خوب جلوه بده، حق با ماست و دیگران همیشه اشتباه می كنند، زیادی سؤال نكن و... 
نتیجه: رشد كردن و بزرگ شدن در خانواده ناسالم تقریباً سه نوع احساس را در ما پایدار می سازد: ترس، خجالت و ناامنی. حتی پس از ترك خانواده اولیه خود و تشكیل خانواده جدید، ما این احساس ها را با خود خواهیم داشت. چرا كه تنها احساس هایی هستند كه ما یاد گرفته ایم. چنین وضعیتی بستر پیدایش انواع مشكلات و اختلالات رفتاری، روانی و معنوی را فراهم خواهد ساخت.
● خانواده سالم
خانواده سالم خانواده ای است كه به طور بنیادین از سلامت و آرامش روانی و معنوی هر یك از اعضای خانواده حمایت می كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 15:38  توسط موسی امیری  | 

ده نکته برای اینکه پدر خوبی باشیم

 

۱ - به همسرتان بسیار عشق بورزید
پسرانتان با همسران آینده خود به همان گونه ای رفتار می كنند كه شما با همسرتان برخورد می كنید. اجازه دهید فرزندانتان ببینند كه شما عشق و محبت را به مادرشان ارزانی می دارید. وقتی كه شما و همسرتان تعارض و اختلاف دارید، به فرزندانتان نشان دهید چگونه دو آدم می توانند آن را به شیوه درست حل و برطرف نمایند. مهمترین بخش زندگی كه شما برای فرزندانتان تدارك می بینید، ازدواج و خانواده است و بهترین نوع آماده سازی این است كه كودك با پدری زندگی كند كه مادرش را بسیار دوست می دارد.
۲ - مرد كاملی باشید
اگر شما به كودك خود محبت كنید ولی در طول هفته با همسرتان داد و بیداد كنید، هر آنچه درباره مهربانی و علاقه مندی بگویید در نظر فرزندانتان به حساب نمی آید. آیا شما به قول هایتان پایبند هستید؟ وقتی كه ملزم به انجام كاری برای فزندتان هستید، آیا به هر نحوی كه شده آن را انجام می دهید؟
اخیراً پسر بزرگم لیستی از اعتبارنامه هایم را پیش رویم قرار داد و گفت: «می دونی، اینها خیلی خوب هستند ولی برای من ارزش چندانی ندارند. آنچه برایم بسیار حائز اهمیت است، این است كه پدرم در زندگی شخصی همانی باشد كه در منظر عموم هست.» این تلنگری بود كه در رفتارم ثبات بیشتری داشته باشم.
۳ - چه زمانی را صرف كودكان می كنید
تقویم ها دروغ نمی گویند. مهم نیست ما چه می گوییم، بچه ها می دانند كه ما وقت خود را برای كارها و یا افرادی صرف می كنیم كه برایمان بسیار مهم هستند. طوری برنامه ریزی كنید كه زمانی را با فرزندانتان بگذرانید. مهم نیست كه برنامه كاریتان چگونه است، این وظیفه پدر است تا زمانش را طوری تنظیم كند كه با فرزندانش نیز باشد. ببینید كه چه چیزهایی مورد علاقه فرزندانتان است (این می تواند در مورد هر فرزندی متفاوت باشد). پسرهایم به ورزش علاقه مندند بنابراین ما با هم توپ بازی می كنیم ، دخترم پارك و تفرجگاه را دوست دارد لذا او را به گردش می برم.
۴ - به فرزندانتان یاد دهید برای خود ارزش قائل شوند
این كه چگونه فرزندان ارزش خودشان را از چشم پدر مشاهده كنند، تأثیر بسزایی در كل زندگی شان بر جای می گذارد. مادرم تأثیر شگرفی در زندگیم داشت ولی وقتی پدرم می گفت: «پسرم! این كار بسیار خوبی بود كه انجام دادی» مفهوم و اهمیت بسیار زیادی برایم داشت. وقتی که یك پدر تشویق و تحسین به موقع و مناسبی از فرزندانش به عمل آورد می تواند اثر ماندگاری بر زندگانی آنها بگذارد. این كار، انگیزه و مشوقی برای كودكان در رسیدن به مراحل بالاتر می گردد.
اما عكس آن نیز صادق است. هرگز فرزندانتان را با كلمات پست و سخیف صدا نزنید و كلمات ناپسند را در موردشان به كار نبرید، چرا كه همانند تیرهایی هستند كه زخم عمیق آنها همواره در طول زندگی بر جای می ماند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 15:32  توسط موسی امیری  | 

تاثیرات سوء مشاجرات خانوادگی بروی فرزندان

 

اکثر پدر و مادرها می دانند که دعوا و جار و جنجـال جـلوی فرزندانشان کار درستی نیست، اما واقعیـت ایـن است که ایـن اتــفاق معمولاً رخ می دهـد. در یـک ازدواج، عــواملـی مـثل مسائل مـالی، اســترس و فشـارهای کـاری، کـمبود خـواب، تغـییر خـلق و خـو، و کمبود فرصت استراحت، مـیتـواند مـــوجبات مخالفت و ناسازگاری زن و شوهرها را در خـانه فـراهم آورد. خیلی از زوجین تصور می کنند که دعوا هر از گاه باعـث می شود اختـلافات از بین رفته و رابطه به خوبی پیش رود. اما به چه قیمتی؟ به قیمت بچه ها؟ این
دعواها و جار و جنجال ها بر رشد ما چه تاثیری دارد؟ 
اکثر بچه ها متوجه ناسازگاری ها و تعارضات پدر و مادر می شوند و اگر بطور مداوم شاهد زد و خورد آنها باشند، نشانه هایی از پریشانی و ناراحتی های فیزیکی و احساسی از خود بروز می دهند. 
برخی تحقیقات نشان می دهد که بچه ها حتی از شش ماهگی نسبت به استرس صداهایی که در اطراف خود می شنوند و برخوردها و منازعات پرخاشگرایانه واکنش میدهند. 
● واکنش های فیزیکی 
بچه ها در هر سن و سالی در برخورد با دعوا و مشاجرات پدر و مادر خود، واکنش هایی از شوک و ضربه نشان می دهند. ندرتاً می خواهند که این دعوا ادامه پیدا کند از اینر معمولاً سعی می کنند: 
● دخالت کنند؛ یا 
با ایجاد سر و صدا و اعتراض توجه والدینشان را جلب می کنند یا آنها را به خنده وامی دارند؛ یا 
از موقعیت فرار می کنند. 
به طور کلی، هر چه بچه ها کوچکتر باشند، احتمال گریه کردن و نشان دادن واکنش های ترس از آنها بیشتر است. بچه های بزرگتر برای تمام کردن درگیری معمولاً حرف می زنند. 
● واکنش های احساسی 
شواهد و مدارک تجربی نشان می دهد که چیزهایی که والدین تجربه می کنند، بچه ها هم تجربه خواهند کرد. از اینرو، اگر والدین عصبانی و ناراحت باشند، این احساسات به سایر اعضای خانواده نیز سرایت خواهد کرد. از آنجا که بچه ها والدینشان را الگوی خود می دانند و به آنها تکیه می کنند، دیدن آنها در حال دعوا و مشاجره برایشان ناراحت کننده خواهد بود. 
این نوع رفتار می تواند منجر به ایجاد احساس استرس و اضطراب در بچه ها شود. حس "خانواده" در آنها به همراه حس اعتماد به نفسشان تخریب می شود. وقتی میبینند پدر و مادر قانون شکنی می کنند درحالیکه همیشه آنها را از آن منع میکردند، باعث از بین رفتن حس اعتماد در آنها شده و این تجربه برای بچه ها بسیار گیج کننده خواهد بود. 
اگر دعوا و مشاجره بخشی از زندگی عادی پدر و مادر باشد، بچه ها همیشه منتظر بروز بحث و درگیری بین آنها خواهند بود. علاوه بر این رفتارهای حفاظت از خود، بچه ها برای جلوگیری از بروز این درگیری ها خود را خسته می کنند. این مسئله آنها را در موقعیتی بسیار دشوار قرار می دهد و مجبورشان می کند که نقش یک آدم بزرگ را بازی کنند، درحالیکه نه از نظر فیزیکی و نه شناختی به آن اندازه نرسیده اند. 
● تاثیرات طولانی مدت 
الگوهای رفتاری ناسازگار در بچه ها زمانی شکل می گیرد که می خواهند خود را با دعواها و مشاجرات پدر و مادر وفق دهند. آنها گریه می کنند، علائمی از ترس نشان می دهند، در دعوای والدین دخالت می کنند و فرار میکنند. 
بچه ها ممکن است حساس و مضطرب شوند. این خصوصیات رفتاری می تواند تاثیر بسیار هنگفتی بر اعتماد به نفس، تصویر نفس و عزت نفس آنها داشته باشد. وقتی الگوهای احساسی منفی از زمان کودکی در آنها شکل گیرد، اصلاح و تغییر آنها بسیار دشوار شده و در زندگی آینده آنها خطرساز خواهد شد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 15:26  توسط موسی امیری  | 

اصول و ويژگى‏هاى خانوادگى زن نمونه از منظر قرآن

 

تشكيل زندگى مشترك ميان زنان و مردان به موازات حفظ پيوند زناشويى، پيشينه‏اى به درازاى تاريخ آفرينش انسان دارد؛ به گونه‏اى كه در عصر حاضر هم مسائل مربوط به زناشويى از جايگاه ويژه‏اى برخوردار است زيرا ازدواج، از نيازهاى ضرورى بشر و جدايى، از تلخ‏ترين مسائل زندگى انسان به شمار مى‏آيد. از اين رو قرآن كريم براى حفظ كانون خانواده، اصولى را ارائه كرده و رعايت آن را به همه مردان و زنان مؤمن توصيه فرموده است. چند مورد از اين اصول، به زنان اختصاص داده شده است و زن نمونه و بانوى شايسته از ديدگاه وحى، كسى است كه اين اصول را در زندگى مشترك به كار بندد و آن را مبناى روابط خود با همسرش قرار دهد. آنچه در پى مى‏آيد مرورى است بر مهم‏ترين اصول و ويژگى‏هاى خانوادگى زن نمونه از منظر. گمان خوب به همسر
حسن ظن به يكديگر، نخستين خشت بناى صلح و صفاى اجتماع است و در خانواده و زندگى مشترك نيز اساسى مى‏باشد. 
زمان رسول خدا (ص) از جانب منافقان به يكى از همسران ايشان تهمت ناموسى زده شد و افراد جامعه بدون اينكه اين تهمت برايشان ثابت شده باشد، به نقل و پخش آن اقدام كردند. قرآن علاوه بر گناهكار شمردن شايعه‏سازان زنان و مردان مؤمن را توبيخ كرد كه چرا به هم گمان نيك نداشته و تهمتى را بدون اينكه ثابت گردد، پخش كرده‏اند. (1) 
بنابر آيات اين جريان افراد جامعه اسلامى بايد به يكديگر گمان نيكو داشته و نه تنها شايعات بى‏اساس در مورد يكديگر را نپذيرند، بلكه با آنها مقابله كنند و وجود چنين خوش گمانى بين افراد خانواده سزاوارتر است و زنان مؤمن بايد به همسران خود خوش‏گمان باشند و اجازه ندهند شايعه‏سازان شخصيت همسرانشان را لگدكوب كنند همچنان كه مردان بايد نسبت به زنان خود چنين خوش‏گمانى‏اى بلكه در سطح بالاتر داشته باشند. 

2. رعايت حقوق همسر
زندگى مشترك زن و مرد مقتضى حقوق متقابل ميان آنان است. تجربه اين حقيقت را به اثبات رسانده است كه هرگاه زنان و مردان در زندگى زناشويى خويش، حقوق مشترك ميان خود را رعايت كرده‏اند، از زندگى آرام و شيرينى بهره‏مند شده‏اند و آنگاه كه حقوق متقابل را ناديده انگاشته‏اند، كانون گرم خانواده به سردى گراييده است؛ از اين رو خداوند زنى را نمونه و شايسته مى‏داند كه در برابر حقوق به حق همسرش خود را مسئول مى‏داند و هرگز آن را پايمال نمى‏كند. اين حقيقت در سوره نساء چنين مورد تأكيد قرار گرفته است: «فالصلحتُ قنتتُ حفظت للغيب بما حفظاللَّه (2)؛ زنان نيك و شايسته، حقوق و اسرار [شوهران خود] را در حال غيبت [آنان‏] حفظ مى‏كنند. 
از اين آيه چنان درمى‏يابيم كه از اوصاف و ويژگى‏هاى زنان نمونه و بانوان شايسته، اداى حقوق شوهران‏شان و اطاعت از آنان در محدوده شرعى و قانونى است ناگفته نماند كه ضرورت اطاعت زن از شوهر، تنها در محدوده حقوق مسلم و شناخته‏شده همسران است از اين رو همسران بيش از آن حق امر و نهى و درخواست را ندارند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 15:23  توسط موسی امیری  | 

احساس بي تفاوتي نسبت به يكديگر تنهايي و خشونت مي آورد



مريم لشيني
با نگاهي اجمالي به اطرافمان در شهر بزرگي مانند تهران در مورد برخي از افراد به حقيقت تلخي پي مي بريم كه غيرقابل انكار است. اينكه چرا عده اي از افراد جامعه از برابر حوادث و مشكلاتي كه براي همنوعانشان رخ مي دهد بي تفاوت عبور مي كنند و درنگ چند لحظه اي آنان تنها براي ارضاي كنجكاوي هايشان است نه استمداد به يك نيازمند يا مصدوم.
چه بر سر جامعه ما آمده است. چرا تا اين اندازه از هم دور افتاده ايم؟
تاريخ گذشته ما پر از روايات و اشعاري است كه به دست گيري از مظلومان و دردمندان تأكيد داشته است اما امروزه رواج فرهنگ بي تفاوتي در حال همه گير شدن است فرهنگي كه بطور خزنده از غرب وارد كشور و خانواده هايمان شده است و باعث شده تا از زير بار مسئوليت هايمان شانه خالي كنيم.
براي ريشه يابي و بررسي اين وضعيت به سراغ متخصصان اجتماعي مي رويم.
دكتر غلامرضا عليزاده، محقق و جامعه شناس در رابطه با علل بي تفاوتي برخي انسان ها نسبت به ديگران مي گويد: در جوامع سنتي همه يكديگر را مي شناختند حتي با هم رابطه سببي و نسبي داشتند و به دليل شناخت هاي قومي و قبيله اي نوعي همبستگي در بين افراد جامعه به وجود مي آمد به طوري كه شناخت انسان ها نسبت به همديگر بر مبناي گزينه هاي اجتماعي، تاريخي و قومي شكل مي گرفت. 
عليزاده در ادامه بيان مي كند: تعارض هاي فرهنگي، قومي و قبيله اي محيط زيستي سبب كشاكش ها، درگيري ها و مناقشات انسان نسبت به يكديگر مي شود. بنابراين بخشي از احساس بي تفاوتي گروهي از افراد در جامعه به دليل مهاجرت روزافزون روستائيان از حاشيه به مراكز تهران نشأت مي گيرد. اين جامعه شناس به تبيين علل بي تفاوتي و نبود وجدان برخي از افراد نسبت به يكديگر مي پردازد و مي گويد: روستائيان به شهر بزرگي مانند تهران مهاجرت كردند و چون در اين كلان شهر افراد يكديگر را نمي شناسند و داراي ارزش ها و هنجارهاي قومي متفاوتي هستند و با شيوه، ضوابط و هنجارهاي شهرنشيني انطباق ندارند به همين دليل بين دو شيوه زيستي و دو نظام هنجاري و ارزشي تعارض به وجود مي آيد و همه اين مسائل سبب مي شود كه افراد نسبت به يكديگر بي تفاوت باشند. 
بخشي از اين بي تفاوتي و نبود وجدان جمعي از دوران كودكي نشأت مي گيرد؛ چون نوع بازي هايي كه امروزه براي كودكان خريداري مي شود صحنه هاي خشونت بار را برايشان تداعي مي كند ضمن اينكه رسانه هاي ديداري هم به دليل پخش توليدات خارجي كه متفاوت با فرهنگ جامعه ايراني است به نوعي درگيري و خشونت كشورهاي خارجي را به تماشاگران تلويزيون القاء مي كند و استمرار اين حركت ها از سوي رسانه هاي جمعي در سطح جامعه حس انسان دوستي را تضعيف كرده و بي حسي اجتماعي در جامعه نسبت به پديده ها در جامعه حكمفرما مي شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 17:3  توسط موسی امیری  | 

خانواده و نقش عملکرد آن در تربیت دینی ، تضاد شیوه های تربیتی خانواده ومدرسه


در تربیت اخلاقی، تربیت دینی از جایگاه رفیع برخوردار است. تحقیقات انجام شده نشان میدهد که تربیت دینی توسط خانواده ها نقش اساسی در سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد. همچنین پژوهش ها مؤید این مطلب است که مذهب می تواند خویشتن داری را که عنصر اساسی در تربیت است افزایش دهد و در این میان خانواده می تواند بعنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر تربیت دینی تلقی شود. 
هدف از تربیت دینی آن است که مربی چه در مقام معلم و چه در مقام والدین شور و شوق فطری کودک را نسبت به جلال و جمال الهی پرورش دهد و از رهگذر آن فضایل اخلاقی را به ملکات اخلاقی مبدل سازد. 
برای آنکه بتوان تعریفی از تربیت دینی به دست آورد نخست باید به تبیین معنای «تربیت» و «دین» پرداخت. 
تربیت عبارتست از: «فراهم آوردن زمینه ها و عوامل به فعلیت رساندن یا شکوفا ساختن استعدادهای شخص در جهت رشد و تکامل اختیاری او به سوی هدفهای مطلوب»[1]
دین در لغت به معنای جزا، اطاعت و قهر و غلبه، عادت، انقیاد، خضوع و پیروی است و در اصطلاح عبارتست از: «مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی که برای اداره امورجامعه انسانی وپرورش آنها بکار گرفته میشود».[2] 
با عنایت به تعریفی که از «تربیت» و «دین» به عمل آمده می توان گفت تربیت دینی فرایندی است دو سویه میان مربی و متربّی که ضمن آن مربی با بهره گیری از مجموعه عقاید، قوانین و مقررات دینی تلاش می کند تا شرایطی فراهم آورد که متربی آزادانه در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای خودگام برداشته، به سوی هدفهای مطلوب رهنمون گردد.
تربیت دینی همچون سایر جنبه های تربیت مانند تربیت جسمانی، ذهنی، اخلاقی و... فرایندی است دو سویه که باید آموخته و فراگرفته شود، با این تفاوت که این نوع تربیت از سایر انواع تربیت است و باید دقت و ظرافت خاص انجام شود. یادگیری در تربیت دینی دارای سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است که خانواده ها در هر بعد وظایف خاصی را باید بکار گیرند. که در اینجا به دو مورد از این ابعاد اشاره می کنیم. 
1- بعد شناختی: 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 17:0  توسط موسی امیری  | 

را ه های جلوگیر ی از بد حجابی چیست؟ علل بدحجابی چیست ؟ چرا اسلام بر حفظ حجاب تاکید دارد ؟


حجاب متانت است

ميشل هولباك، نويسنده اسلام ستيز فرانسوي كه اخيراً دين اسلام را «حماقت» و «خطرناك» توصيف كرده، در جديدترين اظهارات خود گفته است: «براي غلبه بر مسلمانان بايد آنها را به فساد كشيد. ما از راه زور نمي توانيم افراط گرايي ديني را متوقف سازيم؛ پس بهتر است مسلمانان را به فساد بكشانيم. چنگ بر ضد افراط گرايي اسلامي با كشتن مسلمانان فايده اي ندارد، فقط با فاسد كردن آنها مي توان به اين پيروزي دست يافت. بايد به جاي بمب دامن هاي كوتاه و گوشواره فرو بريزيم.»

اين رهنمودهاي كاملاً هوشمندانه و بسيار موثر براي دشمنان جوامع اسلامي است. واقعيت اين است كه هيچ چيز به اندازه فساد جنسي، شالوده هاي يك جامعه هدفمند را از هم نمي پاشد. فساد، نيروهاي پر شور جوانان را به بيراهه هاي ناهنجاري مي كشاند و جامعه را از نيروي كارآمد محروم مي كند. يكي از بزرگترين عوامل تعيين كننده در اين زمينه نحوه ظاهر شدن زنان در عرصه هاي اجتماعي است.

در جامعه اي كه زنان و دختران به شكل اغواگرايانه و با افراط در نمايش زيبايي هاي جسمي خود در مكان هاي عمومي ظاهر مي شوند، انگيزه هاي فساد جنسي بيش از جوامع است كه در انها چارچوبهاي تعيين شده براي نحوه حضور اجتماعي زنان وجود دارد و كنترل هاي اجتماعي مانع از اغراق در نقش جنسي زن در صحنه هاي اجتماعي مي شود. وفور اين انگيزه ها طبعاً منجر به غلتيدن جامعه به دامن ابتذال هاي جنسي مي شود. www.zibaweb.com

فلاسفه غرب مدت هاست كه از نحوه ايفاي نقش اجتماعي زن در جوامع غربي انتقاد مي كنند. آنها مي گويند به رغم آنكه در ابتدا كشاندن زن به عرصه هاي اجتماعي با انگيزه بهره مند كردن جوامع از نيمي از توان اجتماعي خود بود، اينك پس كه از دهه هايي از اين حضور مي گذرد، افراط در ابعاد جنسي، باعث شده كه اين نيمة جامعه نه تنها از ايفاي نقش هاي اجتماعي خود باز بماند، بلكه به اضمحلال كشاندن نيروهاي مردان جامعه به دليل مخاطب واقع شدن در فرآيند رفتارهاي ناهنجار زنان را باعث شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 16:57  توسط موسی امیری  | 

زن در قرآن


 مرسلات /23-20 ترجمه : " آيا شما را از آبي پست و نا چيز نيافريديم .سپس آن را در قرارگاهي محفوظ و آماده قرار داديم . تا مدتي معين ؟! . ما قدرت بر اين كار داشتيم , پس ما قدرتمند خوبي هستيم ( و امر معاد بر ما آسان است ) . " در علم لغت عرب , يعني واژه شناسي بدون پيش فرض هاي ديني , "مهين" كه از ريشه ي هون است , به معناي كم ارزش ؛ "قرار" به معناي ثبات و استقرار ؛ و "مكين" به مفهوم بامكانت وبا منزلت است . در كاربرد قرآني نيز اين واژه ها به همين مفاهيم آمده اند . مثلا واژه ي قرار گاهي در توصيف آخرت (جهان ثابت وباقي) آمده , وتنها معناي ثبات در آن لحاظ شده بي آنكه توجهي به بهشت يا جهنم آن شود, وگاهي دروصف تپه ي با صفايي آمده كه پناهگاه حضرت مريم و فرزندش عيساي مسيح شد. و واژه ي مكين , يك بار صفت حضرت يوسف , پيامبر معصوم خداست ؛ آنگاه كه بالاترين مقام مملكت يعني عزيز مصر به امانت و مكانت او پي مي برد . و بار ديگر , ويژگي حضرت جبرائيل مقرب ترين فرشته ي آسمان . از سوي ديگر مفسران (از جمله علامه طباطبائي) بر اين معنا تأكيد كرده اند كه منظور از قرار مكين در آيه ي 21 سوره ي مرسلات , رحم مادر است كه به خاطر آمادگي پرورش و قدرت حفظ جنين بدين تعبير ناميده شده است . اكنون با نگاهي نو به آيه 21 مرسلات , در مي يابيم كه خداوند , يكي از مزاياي تكويني زن را , كانون استقرار انسانيت در بدو ايجاد مي داند , اين كانون را داراي حريم و منزلت مي خواند , و بالاخره قادر متعال , براي اين شاهكار حودستايي مي كند : فقدرنا فنعم القادرون يعني ما چه قدرتمند خوبي هستيم !! تنها وجود مجاز به خودستايي در جاي ديگر خطابه اي بر جمع فرشتگان ايراد نموده مي فرمايد : " اي آسمان نشينان بدانيد كه آسمان استوار , زمين برقرار , مهتاب فروزان وآفتاب سوزان , آب جاري و كشتي روان ؛ همه وهمه را به عشق پنج وجود مبارك آفريدم كه هم اكنون زير كساي يماني گرد آمده اند ." سپس در پاسخ جبرئيل كه از كيستي آن پنج تن مي پرسد , اهل بيت نبوت و معدن رسالت را در يك عبارت شگفت انگيز چنين مي شناساند : " هم فاطمة وابوها وبعلها وبنوها " چه ستودني است خدايي كه در معرفي 5 تن , فقط نام فاطمه را مي آورد و جهت معرفي بقيه ( يعني 4 مرد بزرگ آفرينش) به اين بسنده مي كند كه وابستگي آنها را نسبت به فاطمه بيان نمايد !! آن هم با اضافه نمودن هر كدامشان به ضميري كه به فاطمه بر مي گردد ! محوريت يك زن در بين وجودهاي مباركي كه تكوين به عشق ايشان ايجاد شده , در داستان فوق الذكر صحنه ساز فضاي نزول آيه ي تطهير است , كه مي تواند موضوع گفتمان هاي جهاني باشد . جاي صد افسوس بر جاست اگر وظايف سترگ زن را با نگاه خانه محور , خط كشي كنيم ؛ يا به بچه داري وي نگاهي كودكانه افكنيم . كه اين خطا نه تنها آسايش وي بلكه آرامش و ارتقاء جهان را نيز سلب مي نمايد . وبه مفهوم حيف وميل مواهب خلقت است . .......... پاورقي: 1 - ا ينجا در وصف نطفه است . 2- ر.ك: المعجم الوسيط وديگر كتب لغت 3- (...وإن الآخرة هي دار القرار) الغافر / 39. "...وآخرت سراي هميشگي است ." 4- ( ...و آويناهما إلي ربوة ذات قرار ومعين ) المؤمنون /50 . " و آنها را در سرزمين مرتفعي كه داراي امنيت و آب جاري بود جاي داديم ." 5 - ( إنك اليوم لدينا مكين امين ) يوسف /54 . " (پادشاه به عقل ودرايت او پي برد و ) گفت : تو امروز نزد ما جايگاهي والا داري , ومورد اعتماد ما هستي ." 6 - ( ذي قوة عند ذي العرش مكين ) تكوير /20 . " كه صاحب قدرت است و نزد ( خداوند) صاحب عرش , مقام والايي دارد ! " 7- علامه طباطبائي ؛ تفسير الميزان , ج 20 , ص 153 - و مكارم شيرازي ؛ تفسير نمونه , ج 25 ,ص 408( # فقدرنا فنعم 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 16:53  توسط موسی امیری  | 

زدواج هاي ناپايدار



70 درصد خانواده ها كمتر از 50 درصد تفاهم دارند. هر اندازه كه زوجها همگن باشند و سطح سواد و موقعيت طبقاتي دو طرف يكسان باشد به دوام يك زندگي مشترك كمك مي كند.
نبايد طلاق را معيار از هم گسيختگي خانوادگي و شكست تلقي كنيم و در مقابل خانواده هايي كه با شرايط بدي ادامه زندگي مي دهند را موفق بدانيم. اين معيار درستي نيست، چه بسا خانواده هايي كه از يكديگر جدا شده اند وضعيت بهتري از خانواده هايي كه با هم زندگي مي كنند دارند، اما بنا به دلايلي از يكديگر جدا شده اند.
50 
درصد ازدواجهاي منجر به طلاق در چهارسال اول زندگي مشترك اتفاق مي افتد علت ناپايداري ازدواجها عدم تجانس است، هر اندازه كه جامعه همگن تر باشد و سطح سواد و موقعيت طبقاتي هر دو طرف يكسان باشد به دوام يك زندگي مشترك كمك مي كند.
برخي از زندگيهاي مشترك كه در حال حاضر ادامه دارد اما بسيار پرتنش هستند و اين دسته از خانواده ها به نوعي دچار طلاق پنهاني شده اند. خانواده هايي كه در آنها تزلزل و اغتشاش وجود دارد اما به طلاق ختم نشده اند به طلاق پنهان دچار مي شوند، به همين دليل نبايد معيار، ادامه زندگي مشترك باشد بلكه بايد خانواده هاي منسجم الگوسازي شوند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 16:42  توسط موسی امیری  | 

خانواده ها خطر ايدز را جدي بگيرند


نزديك به 30 سال است كه از شيوع همه گيري ايدز گذشته است و براساس آن تا به امروز 65 ميليون نفر در دنيا به اين عفونت مبتلا شده اند، 30 ميليون نفر جان خود را از دست داده اند و در حال حاضر نيز حدود 33 تا 35 ميليون نفر در جهان به ايدز مبتلا هستند. 
براساس آمار موجود بيش از 42 ميليون فرد مبتلا به HIV در دنيا شناخته شده اند و روزانه حدود 14 هزار و سالانه حدود 5 ميليون نفر به مبتلايان به اين بيماري در دنيا اضافه مي شوند و براساس بررسي هاي انجام شده حدود 2 هزار مورد از موارد بروز روزانه ايدز در دنيا مربوط به سنين زير 15 سالگي مي باشد. 
آمارها حاكي از آن است كه تا پايان سال 2009 حدود 2/5 ميليون مبتلا به ايدز در دنيا تحت درمان اين بيماري قرار داشتند. اين در حالي است كه 15 ميليون مبتلا به اچ آي وي در دنيا نياز به درمان دارند. به اين ترتيب حدود 8/9 ميليون مبتلا به ايدز تا پايان سال 2009 بدون درمان ماندند. 
تشخيص بيماري
امروزه زنگ خطر ايدز در حالي به صدا درآمده كه بيش از 80 درصد مردم اطلاعات كافي از اين بيماري عفوني و زندگي با يك مبتلا به ايدز ندارند كه اين خود خطري به مراتب بزرگتر از بيماري ايدز است. 
در بيماري ايدز مشكل دوره كمون آن است، چرا كه دوره طولاني كمون اين بيماري سبب مي شود تا افراد ديگر در معرض اين بيماري قرار گيرند. 
آزمايش هاي رايج تشخيص ويروس ايدز بين 3 تا 6 ماه بعد از ورود ويروس اين بيماري به بدن مي تواند آن را تشخيص دهد. البته حدود 99 درصد موارد تا 3 ماه بعد از ورود ويروس قابل تشخيص و شناسايي است، اما يك درصد آن بعد از 3 ماه قابل تشخيص مي باشد. البته نسبت هاي جديدي هم در دنيا وجود دارد كه مي تواند زودتر وجود ويروس ايدز را در بدن تشخيص دهد اما اين آزمايش ها خيلي گران بوده و امكان اينكه به روش معمول در كشور ما تبديل شوند هنوز وجود ندارد. از اين روبا توجه به مخارج تشخيصي درماني بيماري ايدز لازم است كه پيشگيري از اين بيماري به صورت جدي مورد توجه مسئولان امور بهداشت قرار گيرد.
طبق اظهارات دكتر مسعودي، رئيس مركز تحقيقات ايدز وزارت بهداشت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 16:33  توسط موسی امیری  | 

آسيب شناسي اجتماعي زنان  ، بررسی آثار پدیده طلاق بر خانواده و جامعه

1 - طلاق 
آسيب شناسي يا پاتولوژي (
Pathologie) از جمله اصطلاحات زيست شناسي و پزشكي مي باشد كه در جامعه شناسي بكار گرفته شده است. اين اصطلاح حاصل تشبيه جامعه به يك كالبد زيستي و بررسي موضوعات اجتماعي همانند موضوعات زيستي مي باشد. آسيب شناسي اجتماعي به مطالعه بي نظمي ها و نابساماني هاي اجتماعي و اعمال و رفتاري مي پردازد كه در اجتماع غير طبيعي تلقي مي گردد و نيز شرايطي را مورد بررسي قرار مي دهد كه اصول و هنجارهاي ارزشمند جامعه مورد بي توجهي و يا تخطي قرار مي گيرد و اهداف متعالي زندگي فردي و اجتماعي انسان تحقق نمي يابد. 
اكثر جوامع كنوني با مشكلات و معضلات متعدد اجتماعي دست به گريبانند كه حيات جوامع بشري را با تهديد مواجه مي كند. از ديدگاه جامعه شناسان، مسائل اجتماعي شرايط يا وضعيتي است كه جامعه آنها را به منزله خطري براي راه و رسم زندگي مي داند و ناگزير درصدد رفع يا تعديل آنها برمي آيد. از نظر رابرت مرتن وقتي ميان معيارها و واقعيات اجتماعي فاصله و اختلاف بوجود مي آيد ـ خواه نيروهاي ايجاد كننده اين شرايط، انسان يا طبيعت باشد ـ مشكلات اجتماعي ايجاد مي شود و نهايتاً اعضاي جامعه نسبت به چنين وضعيتي واكنش نشان مي دهند. اهميت اين واكنش بر طبق اصول جامعه شناختي، عمدتاً تحت تأثير ساخت جامعه، نهادها و ارزشهاي آن مي باشد. 
در يك تقسيم بندي كلي مشكلات اجتماعي داراي جنبه ذهني و عيني مي باشد. جنبه ذهني آن در ادراكات و ارزشگذاري مردم جامعه در ردّ يا تأييد اينكه چه چيز مشكل اجتماعي مي باشد، ظاهر مي شود و جنبه عيني آن شرايط واقعي است كه در آن مشكلات ارزيابي مي شود. [1] از نظر ميلز (
Mills) مطرح كردن موضوعي مانند طلاق به عنوان مسئله اجتماعي مستلزم تبديل آن از گرفتاريهاي خصوصي به مسائل عام ساخت اجتماعي است، زيرا گرفتاريهاي خصوصي ناشي از شخصيت فرد و رابطه نزديك با آن است، اما مسائل اجتماعي اموري است كه از سويي بر شرايط خاص و زندگي خصوصي افراد حاكم است و از سوي ديگر به شرايط و سازمان جامعه و چگونگي ساخت وسيع اجتماعي وابسته مي باشد. در واقع وقتي مردم احساس كنند كه ارزشهاي اجتماعي آنها ناديده گرفته مي شود و يا تهديد مي گردد و بين مطلوب اجتماعي و واقعيات اجتماعي اختلاف وجود دارد، بحران اجتماعي يا مسأله اجتماعي ايجاد مي شود.[2] 
برخي صاحبنظران معتقدند: طلاق زماني به صورت آفت يا بلاي اجتماعي تجلي مي يابد كه از حدود معيني خارج شده و فراواني آن غير متعارف گردد. جهت تشخيص اين وضعيت، مي توان آمار طلاق را با آمار ازدواج مقايسه نمود. در شرايط كنوني جامعه ايران، آمار رو به گسترش طلاق، آن را به سمت يك معضل اجتماعي سوق مي دهد. 
مطابق آمار منتشره، در طي سه ماهه نخست سال 79، حدود 110494 فقره طلاق به وقوع پيوسته است كه در مقايسه با سه ماهه نخست سال 78 حدود 13 درصد رشد نشان داده است. در حالي كه در طي سه ماهه نخست سال 79 تنها 114195 مورد ازدواج ثبت شده است كه در مقايسه با سال گذشته نرخ ازدواج 3 درصد افت داشته است.[3
www.zibaweb.com] 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 16:31  توسط موسی امیری  | 

جایگاه خانواده در اسلام


اسلام تشكيل خانواده را كه به واسطه عقد نكاح مشروع  زن و مرد به وجود مى آيد، مايه تكامل و بهروزى دانسته و محيط خانواده اى كه بر اساس معيارهاى دينى پايه ريزى شده باشد را جايگاه آسايش جسم و جان و آرامش روح و روان مى داند.

خداونددر قرآن مى فرمايد:( و من آياته أن خلق لكم من انفسكم أزواجاً لتسكُنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة);[1] يكى از نشانه هاى خداوند اين است كه براى شما از جنس خودتان همسرانى آفريد تا در كنارشان بياراميد و ميان شما وهمسرانتان مودت و رحمت برقرار ساخت. خداوند در اين آيه شريفه همسران را مايه سكون و آرامش يكديگر دانسته و از آن جا كه پايه سكون و آرامش، محبت و دوستى است خداوند تأمين آن را تضمين نموده است.

در خانواده هايى كه روح اسلام و دستورات الهى حكمفرماست، زن و مرد غمخوار يكديگربوده و هيچ كدام بدون حضور ديگرى زندگى گرم، پرنشاط و شيرينى ندارد. اين به خاطر همان مودت ورحمتى است كه خداوند عنايت كرده است.

رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:(من تزوج أحرز نصف دينه فليتق اللّه فى النصف الباقى)[2]; هر كس ازدواج كند نصف دين خود را حفظ كرده و بايد در مورد نيمه ديگر آن تقواى الهى پيشه  كند.

به طور كلى مى توان گفت: از ديدگاه اسلام يك خانواده ايده آل، خانواده اى است كه در سايه ازدواج، روح آشفته و پر تلاطم دوجوان پس از قرار گرفتن در كنار هم به سكون و آرامش رسيده ودوستى و محبت ميان آنان برقرار مى گردد. چنين زن و مردى با برآورده نمودن نيازهاى روحى وجسمى همديگر پلكّان پيشرفت به سوى فضيلت وسعادت را دراختيار هم  مى گذارند.

درعين حال آسيب هايى نيز اعضاى خانواده را تهديد مى كند كه اين نوشتار در آسيب شناسى و راهكارها به آن خواهد پرداخت.

راهكارها

وجود فضاى آرام و محبت آميز در ميان اعضاى خانواده از اصول بنيادى يك زندگى شيرين مى باشد. زن و شوهر بايد تلاش كنند كه در پناه محيط امن خانواده روزبه روز دلبستگى و محبت بيشتر شود و نگذارند آسيب ها بر فضاى زندگى شيرين آنان سايه افكند. از آن جا كه در زندگى مشترك گاهى خواسته يا ناخواسته اختلافات و مشكلاتى پيش مى آيد كه اگر ادامه پيدا نمايد، پايه هاى مهر و محبت همسران را فرو خواهد ريخت، بنابراين ضروررى مى نمايد كه اصول راهكارهايى براى حل اين اختلافات و پيشگيرى از متلاشى شدن زندگى خانوادگى ارايه گردد. دين اسلام براى پيشگيرى ازاين مشكلات و حل اختلاف ها اصول و راهكارهايى را توصيه نمود. كه با توجه به آيات و روايات مى توان اين اصول را برشمرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 21:57  توسط موسی امیری  | 

خانواده سالم


آموزش جامعه ونقش خانواده ها در پیشگیری از آسیب های اجتماعی از طریق آموزش مهارتهای اساسی به خانواده ها وتأثیر این آموزشها در پیشگیری از وقوع جرائم در جامعه ورسیدن  به یک جامعه آرمانی

 چون ما تصمیم داریم که میزان تأثیر وآموزش خانواده هارا در پیشگیری از آسیب های اجتماعی بررسی نمائیم باید دید که چه مسائلی بعنوان آسیب اجتماعی محسوب می شوند زیرا اگر ما از وضعیت وکمیت وکیفیت آسیبهای اجتماعی آگاه باشیم بخوبی می توانیم هم در جهت مبارزه با این آسیبها وهم در پیشگیری از وقوع آنها در جامعه نقش بسزایی ایفا نمائیم ، که من ذیلاً به چند نوع از آسیبهای اجتماعی اشاره می نمایم:

1-   یکی از  آسیبهای اجتماعی که متأسفانه در جامعه ما وجود دارد وخیلی از جرائم در بین جوانان ناشی از همین پدیده شوم می باشد مسئله اعتیاد به مواد مخدر وتوزیع ونگهداری مواد مخدر می باشد که از لحاظ قانون هم جرم می باشند ، اگر خانواده ها به آثار شوم اعتیاد فرزندان خود آگاه باشند ، اگر خانواده ها به راههای مبتلا شدن جوانان به اعتیاد آگاه باشند اگر خانواده ها عوامل موثر در اعتیاد جوانان را بدانند واگر خانواده ها تأثیر گذاری توزیع کنندگان مواد مخدر در اعتیاد فرزندان خودرا بدانند آیا می توانند در مقابل سرنوشت عزیز ترین کسان خود بی تفاوت باشند وشاهد نابودی آنها باشند ؟خیر

2-   یکی دیگر از آسیبهای اجتماعی جامعه ایجاد اختلافات در بین زوجهای جوان ووقوع طلاقهای توافقی وبی رویه در جامعه است ، که متأسفاه بعد از چند ماه از دوران زندگی مشترک زوجهای جوان اعلام می نمایند که بعلت عدم تفاهم وعدم درک متقابل همدیگر خودرا برای طلاق آماده نموده اند ، اگر زوجین جوان در موقع ازدواج به ملاکهای واقعی واسلامی انتخاب همسر دقت نمایند وخانواده ها در این انتخابها جوانان خودرا یاری نمایند وملاکها ومصداقهای اسلامی وواقعی را که موجب تحکیم بنیان خانواده ها می باشد به آنها بشناسند که اهم این ملاکها شامل ، داشتن ایمان ،تقوا ،حسن خلق ،خوب وشایسته بودن ،عفت وپاکدامنی ،دارای اصالت خانوادگی خوب ومناسب ،از لحاظ زندگی هم کف بودن فودارای سلامت جسم وروان می باشند ، زوجهای جوان در موقع انتخاب همسر دچار مشکل نمی شوند وبعداز چند ماه نیز از زندگی سیر نمی شوند بلکه هر رز شادمانتر از روز قبل برای زندگی مشترک آماده می شوند ونیازی به طلاق پیدا نمی کنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 21:58  توسط موسی امیری  | 

تحليلي جامع درباره اقسام و علل پيدايش دشمني در زندگي دشمنان پيدا و پنهان انسان


چون بحث ما پيرامون بصيرت دشمن شناسي است خلاصه برداشتي كه ما از اين مفهوم داريم عرض مي شود. برداشت ما از اين واژه اين است كه همان طور كه ما در ديدني هاي ظاهري، براي جلوگيري از خطر بايد در لغزشگاه ها دقت كنيم، پيش پايمان را خوب نگاه كنيم و حواسمان را جمع كنيم كه در چاله نيفتيم، در امور معنوي و اجتماعي هم بايد بينش دقيقي داشته باشيم. ترجمه فارسي بصيرت، همان «بينش» است؛ يعني به مسائل سطحي نگاه نكنيم. خوب دقيق شويم. اشخاص را، گروه ها را، شرايط اجتماعي داخل و خارج را، درست بشناسيم و درك كنيم تا در دام نيفتيم و بعد از كسب شناخت و آگاهي لازم مواظب باشيم كه هواي نفس ما را فريب ندهد و موجب كوردلي مان نشود. در حقيقت قوام بصيرت، اولا به شناخت شرايط رفتار است؛ يعني بفهميم در چه شرايطي مشغول به انجام كاري هستيم؟ در اين كار با چه كساني مواجه هستيم؟ ما در چه شرايط زماني و مكاني قرار گرفته ايم؟ و ثانياً مواظب باشيم كه حب و بغض ها و هوس ها و تعلقات، باعث نشود به دام شيطان بيفتيم.
دشمن شناسي
يكي از شاخه هاي آگاهي به شرايط زمان و محيط، دشمن شناسي است. اين مفهوم، ظاهراً مفهوم واضحي است؛ اما ابهام هايي دارد كه لازم است در مورد آن توضيح دهيم.
معناي دشمن چيست؟ چه كساني دشمن ما هستند؟ اينان چرا دشمني مي كنند؟ و ما با دشمنان چگونه بايد برخورد كنيم؟ اين موضوع بحث ماست.
مفهوم دشمن مفهوم واضحي است؛ اما در بسياري از موارد وضوح شيء، موجب خفاء آن مي شود. در پاسخ اين سؤال كه دشمن كيست؟ گفته مي شود: دشمن كسي است كه مي خواهد انسان را از بين ببرد و يا اذيت كند. آيا دشمن منحصر به كسي است كه بخواهد انسان را از بين ببرد؟ يا مراتب ديگري هم دارد؟ آيا بايد قصد اولي او نيز، از بين بردن انسان يا ضرر زدن به انسان باشد؟ يا شامل قصدهاي ديگري هم مي شود كه لازمه اش از بين رفتن انسان است؟ بعد از مقداري توضيح، جهات ابهامي كه مورد نظر است، روشن مي شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 12:47  توسط موسی امیری  | 

ویژگی های خانواده موفق از دیدگاه قرآن


يكى از موضوعات بسيارمهمى كه در قرآن مطرح است و خداوند به آن بسيار بها مى دهد، خانواده است. و يك سؤال اين است كه آيا ما خانواده موفقى داريم معيار و ويژگى خانواده موفق چيست خانواده مهم ترين خشت بناى اجتماع است و اگرخانواده سالم، متعالى و استوار باشد مى توان به داشتن جامعه اى سالم، متعالى و استوار اميدوار بود. خانواده ركن طبيعى و اساس اجتماع و واحد بنيادى جامعه اسلامى است و درحفظ و گسترش قدرت ملى نقش مؤثرى ايفا مى كند. بين قدرت ملى و خانواده رابطه اى وثيق وجود دارد و سستى و تباهى خانواده، انحطاط ملت را به دنبال مى آورد. در اين مقاله سعى شده است تا با الهام از آيات الهى وروايات معصومين(ع) فلسفه تشكيل خانواده، ويژگى ها و كاركرد هاى خانواده موفق را معرفى كنيم.

چيستى خانواده

از بدو خلقت و آغاز پيدايش انسان بر روى كره خاكى، همواره زنان و مردان با تشكيل كانونى به نام خانواده، عمرى را در كنار يكديگرگذرانيده و فرزندانى در دامان پر مهر خويش پرورانده و از اين جهان رخت بر بسته اند. خانواده يك واحد اجتماعى است كه هدف از آن در نگاه قرآن، تأمين سلامت روانى براى سه دسته است: زن و شوهر، پدر و مادر و فرزندان. همچنين هدف، ايجاد آمادگى براى برخورد و رويارويى با پديده هاى اجتماعى است . در قرآن مى خوانيم: 
« والذين يقولون ربّنا هب لنا من أزواجنا قرّه أعين و اجعلنا للمتقين إماماً؛ (۱) و كسانى كه مى گويند: «خداى ما، ما را از همسرانمان نور چشمان ببخش و ما را رهبر پرهيزكاران گردان. » اين آيه بر اهميت خانواده و پيش آهنگى آن در تشكيل جامعه نمونه انسانى اشاره دارد، همچنان كه پيوندهاى سالم و درخشان خانوادگى را ايده آل پرهيزكاران معرفى مى كند. كوشش مصلحان جامعه- مخصوصاً پيامبران الهى- اين بوده است كه نظام خانواده، يك نظام مستحكم و پايدار باقى بماند و هيچ عاملى نتواند اين كانون سعادت و اجتماع كوچك را متلاشى كند. (۲) 
دنياى امروز كه دنيايى مضطرب و پريشان است، على رغم پيشرفت هاى حيرت انگيز در علم و صنعت، در مسئله خانواده با مشكلات بزرگى روبه رو است به نحوى كه در حال فروپاشى و از دست دادن بسيارى از كارآيى هاى خود مى باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 20:6  توسط موسی امیری  | 

عوامل اختلاف وکدورت در خانواده

 

خانواده از مجموعه افرادی تشکیل شده که مسئولیتهای متقابلی بر عهده آنها است  این افراد نیازهای مادی ،عاطفی ،واجتماعی دارند که باید در محیط خانواده برآورد شود دلبستگی ها وروابط عاطفی در خانواده بیش از هر گروه اجتماعی دیگر است ودر صورتیکه عوامل دلبستگی در خانواده تضعیف شود بسیاری از اختلافات به کمک همین روابط عاطفی مثبت وبسیر نزدیک قابل حل است بدون شک بسیاری از مشکلات اخلاقی جامعه امروز ما ریشه در اختلافات خانوادگی دارد اغلب افراد بزهکار از نعمت خانواده سالم محروم بوده ووارث ناهنجاریهای خانوادگی هستند همچنین کسانی که در جامعه به موفقیتهایی دست یافته اند موفقیت آنها مدیون خانواده های سالم آنها است لذا ذیلاً به برخی از عوامل اختلاف وایجاد کدورت در خانواده ها وارائه راه حل های پیشگیرانه می پردازیم :

1-      خود خواهی : خودبینی وخودخواهی از جمله مهمترین عوامل اختلف خانوادگی است کسانی که به این بیماری مبتلا باشند خوبیهای خودرا می بینند وبزرگ می شمارند ولی بدیهایشان را نمی بینند  خود بزرگ بینی زمینه ابتلابه خود ستایی وجاه طلبی را فراهم می کند چنین افرادی سعی دارند با تحقیر دیگران بزرگ نمایی کنند کسی که بخواهد همسر خودرا تحقیر نماید وخودرا بالاتر بداند خوبیهای خدرا به رخ دیگران بکشد زندگی خودرا در معرض آسیب جدی قرار می دهد اگر این رذیله اخلاقی در وجود انسان ریشه بدواند به سادگی قابل درمان نیست تنها راه درمان این بیماری آن است که افراد مغرور از عواقب کار خویش اگاه شده وبدانند که غرور وخودخواهی مانع بزرگی برای حل اختلافات است این افراد باید در وجود خود به جستجو وتفکر بپردازند که هیچ انسانی در دنیا بی عیب نیست وبه عیبها واشتباهات خود پی ببرند

2-      چشم چرانی : یکی از بیماریهای بزرگ اجتماعی چشم چرانی ونگاه های  طولانی وشهوت آلود به نامحرم است قرآن مجید در سوره نور آیات 30و31خطاب به مومنان می فرماید به مومنان بگو چشمهای خودرا از نگاه به نامحرمان فرو گیرند ودامان خود را حفظ نمایند  افراد در انتخاب همسر باید نهایت کوشش را به عمل آورد تا همسری نیک ولخواه ودیندار پیدا کنند  هر کسی که به سعادت وخوشبختی خویش علاقمند است باید پس از ازدواج دست از افکار کودکانه وچشم چرانیهای خانمان سوز بر دارد برای علاج این رذیله اخلاقی وبرای جلو گیری از آثار زیانبار این رذیله اگر شخصی بی اختیار چشمش به نامحرمی افتاد نباید آن نگاه را تعقیبکند بلکه فوراً دیده خودرا فرو بندد یا نگاه خودرا به نقطه دیگر یا چیز دیگری معطوف دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 21:0  توسط موسی امیری  | 

خانواده سالم

 

رؤيايي است كه همه ما آن را در ذهن پرورانده و آرزوي رسيدن به آن را داريم، اما واقعاً بهترين راه تحقق اين رؤيا چيست؟
    بيشتر افراد تصور مي كنند خانواده و داشتن كانون محبتي سالم از نقطه ازدواج شروع مي شود، اما كارشناسان تأكيد مي كنند كه نطفه خانواده سالم از دوران كودكي هر فرد شكل مي گيرد. چرا كه در اصل اين پدر و مادرها هستند كه افراد را براي زندگي سالم آماده مي كنند و مسلماً براي رسيدن به اين خانواده سالم بايد سلامت جسمي، رواني، اجتماعي و روحي افراد خانواده را تأمين كرد. اين مهم حتماً نيازمند پيش نيازهاي مختلفي است. برخي صاحبنظران خانواده سالم را تركيبي از آگاهي ها و اعتقادات ديني و فرهنگي به همراه اطلاعات و مهارت هاي علمي، پزشكي و جسمي موردنياز تعريف مي كنند و البته واضح است كه رسيدن به اين الگو با برنامه ريزي جامع و مبسوط چندان مشكل نخواهد بود. اما تاكنون الگوي جامعي كه تعريف دقيقي از معيارهاي خانوده سالم ارائه كرده باشد، نداشته ايم.
    بايد فهرست پيش نيازهاي خانواده سالم را تهيه و وظايف را به ۳ گروه تقسيم كرد، «در بخش اول بايد وظايف متعلق به پدر و مادرها را تهيه و ارائه كرد، سپس بايد اقدام هاي لازم براي تغيير محتواي كتاب هاي درسي و شيوه آموزش را در آموزش و پرورش فراهم كرد و در بخش آخر باید به وظايف مهم صدا و سيما و رسانه هاي جمعي براي حركتي هماهنگ و همسو توجه شود  پيش نيازهاي اصلي تحقق خانواده سالم  داراي ابعادي رواني، جسمي و رفتاري مي باشد براي داشتن خانواده اي سالم در بعد جسماني بايد از ابتداي كودكي به سلامتي، رشد و تغذيه توجه داشت. بخصوص درباره دختران توجه به تغذيه ضروري است. اگر تغذيه دوران كودكي آنها مطلوب نباشد، در دوران بارداري، حاملگي، زايمان، شيردهي و سالمندي دچار مشكلات فراوان مي شوند. بسياري از مشكلات هنگام زايمان آنها به دليل فقر غذايي دوران كودكي يا كم خوني است. به علاوه در حوزه مسائل اجتماعي نيز دختران و پسران بايد قبل از ازدواج از سواد و آگاهي لازم براي تشكيل خانواده و پذيرش مسئوليت در خانواده برخوردار شوند، چرا كه ازدواج ناآگاهانه خانواده را دچار خسارات جبران ناپذيري مي كند
    خانواده ها، آموزش و پرورش و صدا و سيما بايد با روش هاي مناسب و متناسب با فرهنگ و اعتقادات جامعه، اطلاعات و مهارت هاي موردنياز جوانان در اين زمينه را به آنها بدهند، ما با جواناني برخورد مي كنيم كه در هنگام ازدواج حتي كمترين آگاهي از مسائل زناشويي خود ندارند چه برسد به مهارت هاي تنظيم خانواده و مسائل رفتاري درون خانواده. در سنين نوجواني است كه بايد به جوانان تفهيم كرد ازدواج شراكت مساوي ۲ نفر براي تشكيل زندگي با رعايت عدالت و احترام متقابل است، نه اين كه مرد در خانواده به عنوان فرد برتر و زن عبد و فرمانبر باشد. اين آموزش ها بويژه براي پسران درخصوص آشنا شدن آنها با مسئوليت خود در قبال همسر و پدر بودن بسيار ضروري است
    در سنين نوجواني همچنين بايد پسران از رفتارهاي پرخطر و مضر براي آينده خانواده به صورت جدي پرهيز كنند، «طبيعي است در هنگام تشكيل خانواده نيز افراد بايد آگاهانه و آزادانه همسر خود را انتخاب كنند و از تجربه و راهنمايي بزرگترها نيز برخوردار شوند. مسلماً اين راهنمايي ها نبايد موجب سلب آزادي بخصوص براي دختران شود. پس از تشكيل خانواده نيز بايد برنامه ريزي مناسبي درخصوص زمان، تعداد و فاصله حاملگي ها به نحوي كه سلامت مادر و كودك تأمين شود، صورت بگيرد .»
   دراين زمينه بايد حاملگي هاي قبل از ۲۰ سالگي، بعد از ۳۵ سالگي و به فاصله كمتر از ۳ سال مورد توجه قرار گيرد و با رعايت اين نكات خانواده مي تواند ۳ يا ۴ فرزند داشته باشد. اين امر در كنترل رشد جمعيت نيز مؤثر خواهد بود يعني ضمن تأمين سلامت خانواده، كنترل جمعيت نيز صورت گرفته است. استفاده از تنظيم خانواده به عنوان تأمين كننده سلامت مادر و كودك مي تواند بسيار مطلوب تر باشد.» هم اكنون براي تأمين خانواده سالم در جامعه با مشكلات بسياري روبه رو هستيم چرا كه اساساً به تربيت جوانان با اين هدف كه بتوانند فردي متعادل، همكار و هماهنگ در خانواده باشند توجه نداريم. در واقع بيشتر دغدغه كنكور و اشتغال جوانان را داريم تا توجه به مسائل تربيتي آنها.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 21:36  توسط موسی امیری  | 

راهکارها برای خانواده سالم

 

خانواده ، نظامی است که کليه اعضاي آن داراي حقوق و اختيارات معيني هستند . حفظ حرمت و شئون خانواده در گرو رعايت این حقوق متقابل است . اگراحترام خانواده توسط اعضاي آن حفظ شود ، ديگران نيز به خود اجازه تجاوز به حريم خانواده را نمي دهند
1- يکي از مهمترين عواملي که روابط خانوادگي را تيره و تار مي کند ، بازگو کردن اسرار و رازهاي درون خانواده نزد ديگران است . ضروري است که زن و شوهر درجهت دستيابي به تفاهم ، اسرار يکديگر را در خارج از کانون زندگي ، فاش نکنند . بدون ترديد ، افشاي راز همسر ، آثار و پيامدهاي سويي را به دنبال خواهد داشت .
روان شناسان ، رازداري را از نشانه هاي يک انسان سالم مي دانند که بر رفتار و گفتار خويش مسلط است . در نگرش ديني نيز افراد رازدار ، در زمره انسانهاي با ايمان هستند . تجربه نشان داده است که رازداري ، اعتماد ديگران را به ما جلب نموده و روابط انساني را در خانواده و جامعه تقويت مي کند . مردم عموما به کساني که رازدار هستند ، به ديده احترام و اطمينان مي نگرند . بدون تردید ، راز داري هريک از زوجين در محيط خانواده ، مي تواند تأثيري عميق بر همسر و فرزندان بگذارد .
رازداري از توصيه هاي اخلاقي در اسلام است و ضرورت اين مسئله در کانون خانواده به خوبي احساس مي شود . پيامبر گرامي اسلام (ص) بر حفظ آبرو و شخصيت همسران در خانواده تأکيد کرده و مي فرمايد که نبايد مشکلات زن و شوهر در بيرون از خانواده ، براي ديگران بازگو شود . کارشناسان امور خانواده معتقدند که زن و شوهري که از ارتباط روحی و عاطفي بسيار محدود برخوردارند ، معمولا" از مشکلات خويش با يکديگر سخن نمي گويند و بين آنها ارتباط کلامي به دشواري برقرار مي شود . در نتيجه مسائل خانوادگی ، عموما" به بيرون از حريم خانواده کشيده مي شود . با اينكه اين كار منطقي نيست ، گاهي زن و يا مرد ، چاره اي جز اين نمي بينند که راز خود را براي ديگران بازگو کنند تا شايد قدري از فشارهاي روحي آنها کاسته شود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 21:35  توسط موسی امیری  | 

انواع خانواده ها از نظر تربيت

 

 

به طور  خلاصه از نظر نحوه تربيت كود ك و بطور كلي نحوه اداره سيستم خانواده مي توان 4 نوع خانواده را مشخص كنيم كه عبارتند از

 

الف - خانواده خشك و سخت گير ( والدين سخت گير و مستبد )

 ب -   خانواده سهل گير و آسان گير

 ج -   خانواده گسسته (‌ خانواده پريشان )

 د  -   خانواده دمكرات (‌ خانواده سالم ) 

 

به علت مهم و مبسوط بودن اين مبحث ،  هر يك از اين  4 دسته خانواده را در يادداشتي جداگانه شرح خواهيم داد

 

 

الف  - خانواده خشك و سخت گير

 

1 -  پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار مي كنند كه والدين خودشان رفتار كرده اند.

 

2 -  تصميم گيري با يكي از والدين  خصوصا پدر  انجام مي گيرد. معمولا پدر خانواده حاكم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هيچ يك از اعضاي خانواده اجازه اظهار نظر ندارند

 

3 - والدين چنان رفتار مي كنند كه فرزندان مي آموزند حق هيچ گونه ابراز عقيده اي را - حتي در مواردي كه مي تواند مانع از بروز بعضي مشكلات براي خانواده گردد - ندارند.

 

4 - اگر فرزندان از فرمان والدين اطاعت نكنند ‍ ، والدين آنان ناراحت  ، خشمگين و آزرده خاطر مي شوند.

 

5 - فرزندان جرات سئوال كردن در مورد انجام دادن يا انجام ندادن كارها را ، از والدين خود ندارند.

 

6 - والدين بر رفتا و كارهاي فرزندان خود كنترل شديد دارند و همه تصميمات را شخصا اتخاذ مي كنند.

 

7 - والدين دليلي را - براي دستوراتي كه صادر مي كنند - براي فرزندان خود ارائه نمي دهند و از آنان مي خواهند بدون چون و چرا از اين دستورات اطاعت كنند.

 

8 - نسبت به رعايت نظم و انضباط  ،‌ ارزشي افراطي قايل هستند و والدين توانايي تحمل هيچ گونه بي نظمي را از طرف فرزندان خود ندارند.

 

9 - به سخنان كودكان خود  گوش نمي دهند و اگر هم سخني را بشنوند براي آن است كه با آن مخالفتي را نشان دهند.

 

10 - در مواردي كه فرزندان خود را نصيحت يا آنان را از انجام دادن كاري منع مي كنند ،‌ دليل خاصي را ارائه نمي دهند.

 

11 - براي تصميات فرزندان خود ،‌ حتي اگر اين تصميمات معقول و مستند باشد ،‌ احترام قائل نيستند.

 

13 - معتقدند كه چون سن ‍، تجربه و دانش آنان بيشتر از فرزندانشان است ‍، بنابراين ، حق دخالت در همه امور و حتي در خصوصي ترين كارهاي فرزندان خود را دارند.

 

14 - برخورد آنان با فرزندان خود احترام آميز نيست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 23:45  توسط موسی امیری  | 

عوامل اختلاف وکدورت در خانواده

 

خانواده از مجموعه افرادی تشکیل شده که مسئولیتهای متقابلی بر عهده آنها است  این افراد نیازهای مادی ،عاطفی ،واجتماعی دارند که باید در محیط خانواده برآورد شود دلبستگی ها وروابط عاطفی در خانواده بیش از هر گروه اجتماعی دیگر است ودر صورتیکه عوامل دلبستگی در خانواده تضعیف شود بسیاری از اختلافات به کمک همین روابط عاطفی مثبت وبسیر نزدیک قابل حل است بدون شک بسیاری از مشکلات اخلاقی جامعه امروز ما ریشه در اختلافات خانوادگی دارد اغلب افراد بزهکار از نعمت خانواده سالم محروم بوده ووارث ناهنجاریهای خانوادگی هستند همچنین کسانی که در جامعه به موفقیتهایی دست یافته اند موفقیت آنها مدیون خانواده های سالم آنها است لذا ذیلاً به برخی از عوامل اختلاف وایجاد کدورت در خانواده ها وارائه راه حل های پیشگیرانه می پردازیم :

1-      خود خواهی : خودبینی وخودخواهی از جمله مهمترین عوامل اختلف خانوادگی است کسانی که به این بیماری مبتلا باشند خوبیهای خودرا می بینند وبزرگ می شمارند ولی بدیهایشان را نمی بینند  خود بزرگ بینی زمینه ابتلابه خود ستایی وجاه طلبی را فراهم می کند چنین افرادی سعی دارند با تحقیر دیگران بزرگ نمایی کنند کسی که بخواهد همسر خودرا تحقیر نماید وخودرا بالاتر بداند خوبیهای خدرا به رخ دیگران بکشد زندگی خودرا در معرض آسیب جدی قرار می دهد اگر این رذیله اخلاقی در وجود انسان ریشه بدواند به سادگی قابل درمان نیست تنها راه درمان این بیماری آن است که افراد مغرور از عواقب کار خویش اگاه شده وبدانند که غرور وخودخواهی مانع بزرگی برای حل اختلافات است این افراد باید در وجود خود به جستجو وتفکر بپردازند که هیچ انسانی در دنیا بی عیب نیست وبه عیبها واشتباهات خود پی ببرند

2-      چشم چرانی : یکی از بیماریهای بزرگ اجتماعی چشم چرانی ونگاه های  طولانی وشهوت آلود به نامحرم است قرآن مجید در سوره نور آیات 30و31خطاب به مومنان می فرماید به مومنان بگو چشمهای خودرا از نگاه به نامحرمان فرو گیرند ودامان خود را حفظ نمایند  افراد در انتخاب همسر باید نهایت کوشش را به عمل آورد تا همسری نیک ولخواه ودیندار پیدا کنند  هر کسی که به سعادت وخوشبختی خویش علاقمند است باید پس از ازدواج دست از افکار کودکانه وچشم چرانیهای خانمان سوز بر دارد برای علاج این رذیله اخلاقی وبرای جلو گیری از آثار زیانبار این رذیله اگر شخصی بی اختیار چشمش به نامحرمی افتاد نباید آن نگاه را تعقیبکند بلکه فوراً دیده خودرا فرو بندد یا نگاه خودرا به نقطه دیگر یا چیز دیگری معطوف دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 21:53  توسط موسی امیری  | 

خانواده امروز و آسیب های آن

 

 نگاهی به آسیب های خانواده امروز و علل ضعف در کارکردها

شکی نیست که خانواده امروز ایرانی با خانواده متعادلی که باید سنگ بنای یک جامعه سالم باشد، فاصله زیادی دارد . اين خانواده ، از یک سو هنوز گرفتار بعضی سنت های غلط گذشته مانند بی عدالتی و ظلم به زنان بوده و از سوی دیگر آموزه های مدرن مانند انکار تفاوت های جنسیتی، اختلاط نقش ها، فرد گرایی و اصالت لذت های دنيايي ، سلامت، ثبات و حتی کیان خانواده را به خطر انداخته و آسیب های جدی اجتماعی به وجود آورده است ،در حاليكه این موضوع چنان که بایسته است، به دغدغه اصلی اندیشمندان و مسئولان جامعه تبدیل نشده و عمده طرح ها و بودجه هایی که به نام خانواده تصویب می شود، عملا در حوزه مسائل زنان قرار می گیرد ؛ و اين در حالی است که سلامت خانواده شرط لازم برای آسایش و سلامت زنان است و با هدف گیری آن، تعالی کل جامعه نیز حاصل می شود؛ لذا آسیب شناسی این نهاد باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. برای این مهم، ابتدا باید تعریفی از خانواده متعادل، منطبق با آرمانها و آموزه های اسلامی ارائه كرد تا بر اساس آن، میزان و جهت انحراف نهاد خانواده امروز ایرانی مشخص شده و برنامه ریزی های لازم برای آسیب زدایی از آن به عمل آید. برای تعریف خانواده متعادل، دو بعد کارکردها و ساختار خانواده را مورد بررسی اجمالی قرار می دهیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 22:41  توسط موسی امیری  | 

عوامل موثر در پيشگيري از اسراف و تبذير


به تبيين مهمترين عوامل موثر در پيشگيري و مقابله با اين وصف ناپسند مي پردازيم.
    مبارزه با اسراف و تبذير، جايگاه مهمي در فلسفه بعثت پيامبران داشته و از اهداف و برنامه هاي اصلي رسالت آنان به شمار مي رود. قرآن كريم در آيات متعددي، به برخورد قاطع و چاره انديشانه پيامبران با مظاهر اسراف و تبذير اشاره مي كند. در آموزه هاي ديني و بويژه در سيره و گفتار معصومان، شيوه هايي براي درمان اين وصف ناپسند ديده مي شود كه برخي از آنها را يادآور مي شويم.
    تقويت باورهاي ديني:
    يكي از شيوه هاي مهم در آموزه هاي ديني براي مقابله با مفاسد اقتصادي و اخلاقي و تحكيم ارزشهاي ديني افراد، تقويت باور آنان نسيت به مبداء و معاد است كه همچون ناظري دروني، اجراي دستورات الهي را تضمين مي كند. علامه طباطبايي درباره اثر تربيتي ايمان به خدا در بازداشتن آدمي از گناه و مفاسد اخلاقي مي فرمايد: “تنها دژ محكمي كه بشر را از هر گونه خطا و لغزش مي تواند نگهداري كند، دژ توحيد است. لازمه اعتقاد به مبداء و معاد اين است كه انسان در هر جا و در هر زمان، خود را به نيكوكاري ملزم دانسته و از بديها بپرهيزد، خواه كسي بفهمد يا نه و خواه كسي او را ستايش كند يا نه و خواه كسي باشد كه او را به عمل خير وادار نموده يا اينكه از بديها نهيش كند يا نباشد، چه اينكه او عقيده دارد كه روزي را در پيش دارد كه هر كس در آن روز به پاداش عمل خوب و بد خواهد رسيد”(1.) ياد مرگ و باورمندي به حيات اخروي و نوع رابطه اي كه ميان اخلاق و رفتار انسان در دنيا با پاداش ها وكيفرهاي جهان آخرت وجود دارد نيز، بستر مناسبي براي اصلاح رفتار افراد جامعه پديد مي آورد. در پرتو اين بينش، رفتارهاي اخلاقي مانند فداكاري، انفاق، ايثار و از خودگذشتگي، صبر در برابر ناملايمات، مواسات با مردم، رعايت حقوق ديگران و ... انجام و تقويت مي شود. افزون بر آن، ياد مرگ خود پشتوانه و ضمانت اجرايي دروني براي پرهيز از رفتارهاي ناشايست اخلاقي است، چنانكه قرآن كريم به هنگام نهي از كم فروشي، معاد و آخرت را به ياد انسانها مي آورد: “ويل للمطففين... الايظن اولئك انهم مبعوثون ليوم عظيم؛ واي بر كم فروشان... مگر آنان گمان نمي دارند كه برانگيخته خواهند شد در روزي بزرگ”(مطففين/1و4و5.) بنابراين در انديشه اسلامي ياد مرگ موجب تلاش انسان براي دوري از اعمال ناشايست و حركت براي دستيابي به سعادت حقيقي است. لذا هر اندازه كه اعتقاد و باورمندي به مبداء و معاد در انسان تقويت شود، به همان اندازه در پيشگيري وي از ابتلابه اعمال ناشايست تاثيرگذار است. اين شيوه در بحث مقابله با اسراف و تبذير و درمان آن به روشني نمايان است. آيات مربوط به اسراف با نهي و نكوهش اسراف و تبذير، سقوط معنوي و عذاب اخروي اسرافكاران را خاطرنشان مي سازد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 22:29  توسط موسی امیری  | 

خانواده متعادل چیست

 

منظور از خانواده فاقد عيب و نقص نمي باشد، بلکه ممکن است اعضاي آن داراي مشکلات و موانعي هم باشند ليکن در شيوه مقابله با آنها روش منطقي اتخاذ مي کنند، در اين خانواده موقعيت و جايگاه هر يک از اعضاء داراي ويژگي هايي بدين شرح است:

1- بينش تکاپوي

يعني بينشي که فرد را بر مي انگيزد تا روابط زندگي را پديده اي بسته و جبري و گريز ناپذير نپندارند، اعضاي خانواده همديگر را ارزشمند مي دانند، به کرامت انساني همديگر احترام مي گذراند، عرصه زندگي را به نوآوري مي گشايند.

2- تبادل عاطفي در برابر انجماد عاطفي

اين خانواده عواطف خود را با شيوه ها ي قلبي، کلامي و عملي تبادل مي کنند، به قلب اجازه ورود احساسات منفي را نمي دهند. به وسيله زبان ابراز محبت مي کنند و از بذل عواطف خالصانه دريغ ندارند. زن و شوهر روحيه همسر خود را مي شناسند و محبت قلبي و کلامي را در عمل پياده مي کنند.

3- مثبت گرايي

از مهمترين ويژگي هاي خانواده متعادل، مثبت گرايي است. در اين خانواده زوجين، بيشتر زيبايي هايي همديگر را مي بينند. حتي المقدور از جنبه هاي منفي اغماض مي کنند، از هنر خوب ديدن برخوردارند، جنبه هاي خوب شخصيت همسر خود را تحسين و تأييد مي کنند، جنبه هاي روحي مشترک اعضا را شناسايي کرده وبه تقويت آنها مي پردازند.

4- تفاهم بجاي تخاصم

براي رسيدن به تفاهم به حقوق متقابل مي انديشيند، حضور ديگران و در خلوت و تنهايي حريم يکديگر را رعايت مي کنند، به سخنان هم با علاقه گوش مي دهند، از مقايسه همسر خود با ديگران بشدت پرهيز مي کنند، صداقت وراستي را هموراه در وجود خود تقويت مي کنند.

5- همگرايي بجاي واگرايي

در چنين خانواده اي اعضا با هم هماهنگي دارند، تشخيص مصلحت زندگي جمعي را به منفعت شخصي خود ترجيح مي دهند.

6- مثل دو بال يک پرنده مکمل يکديگر هستند

رشد و ترقي يکجانبه در اين خانواده مورد نظرنبوده و از هر فرصتي براي رشد همديگر و بهره برداري از زندگي مشترک استفاده مي کنند.

7- به جاي مفارقت به مشارکت مي انديشند

دست همت بالا زده با همياري و قبول مسئوليت در زندگي، بهترين جلوه مشارکت را به نمايش مي گذارند.

8- به حق سالاري به جاي مردم سالاري و زن سالاري معتقد هستند

9- روابط در چنين خانواده اي بر اساس حق و حقيقت تنظيم مي شود

10. شادکامي را در برابر تلخ کامي قبول دارند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 17:35  توسط موسی امیری  | 

ويژگى هاى خانواده موفق از نگاه قرآن

 

يكى از موضوعات بسيارمهمى كه در قرآن مطرح است و خداوند به آن بسيار بها مى دهد، خانواده است. و يك سؤال اين است كه آيا ما خانواده موفقى داريم معيار و ويژگى خانواده موفق چيست خانواده مهم ترين خشت بناى اجتماع است و اگرخانواده سالم، متعالى و استوار باشد مى توان به داشتن جامعه اى سالم، متعالى و استوار اميدوار بود. خانواده ركن طبيعى و اساس اجتماع و واحد بنيادى جامعه اسلامى است و درحفظ و گسترش قدرت ملى نقش مؤثرى ايفا مى كند. بين قدرت ملى و خانواده رابطه اى وثيق وجود دارد و سستى و تباهى خانواده، انحطاط ملت را به دنبال مى آورد. در اين مقاله سعى شده است تا با الهام از آيات الهى وروايات معصومين(ع) فلسفه تشكيل خانواده، ويژگى ها و كاركرد هاى خانواده موفق را معرفى كنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 14:40  توسط موسی امیری  | 

سوءظن در روابط همسران

 

خداوند متعال انسان را آفرید و به او قدرت اندیشیدن و درست تصمیم گرفتن را عطا فرمود تا در کوره راه های زندگی به مدد عقل و درایت خویش، صراط مستقیم را بپیماید. و از قرار گرفتن در دست پندارهای غلط به دور ماند.

برای دریافتن این که، در زندگی مشترک چگونه بین زن وشوهر، سوءظن و بدگمانی رایج می شود و عرصه زندگی را بر آنها تنگ می سازد، باید در اندک اختلافات و تضادهای سلیقه ای آنها جست و جو کرد و این ناشی از پرورش یافتن هر یک در محیط خانوادگی متفاوتی است. بیشتر همسرانی که دچار مشکل روحی روانی سوءظن، به ویژه در آغاز زندگی مشترک می شوند، خود نیز در ابتدا خواهان چنین نوع نگرش و روش و زندگی نبوده اند. اگر پای درد دل های آنها بنشینیم، خواهیم فهمید که بیشتر آنان در آغازین سال های زندگی مشترک، به علت عدم شناخت صحیح از یکدیگر، طعمه دام وسوسه انگیز سوءظن شده اند.

  عوامل پیدایش سوءظن بین زن و شوهر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 14:38  توسط موسی امیری  | 

عوامل تقویت عواطف در خانواده از منظر اهل بیت علیهم السلام

عوامل تقویت عواطف در خانواده از منظر اهل بیت علیهم السلام

جایگاه خانواده

هدف اساسی دین اسلام، تربیت انسان‏ها و تامین سعادت بشر در تمام ابعاد وجود و در سرتاسر مراحل زندگی است. پیامبران الهی، به ویژه پیامبر اسلام‏صلی الله علیه وآله برای این هدف مقدس مبعوث شده و در این راه نهایت‏سعی خود را مبذول نموده‏اند و در انجام این ماموریت‏به نیازها و ویژگی‏ها و علایق فطری بشر به عنوان یک اصل مسلم توجه فراوان داشتند. به همین جهت دستورات تربیتی اسلام و فرهنگ حیاتبخش اهل بیت‏علیهم السلام دقیقا در راستای پرورش فطری انسان‏ها تدوین شده است.
خداوند متعال برای تربیت افراد بشر کانون پر مهر خانواده را بهترین محیط تربیتی انسان قرار داده و خانواده را آیه‏ای از آیات خود دانسته و می‏فرماید: «ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون‏»; (1) «از نشانه‏های او این است که برای شما از (جنس) خودتان همسرانی آفرید تا به وسیله آنان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی قرار داد، البته در این امر برای کسانی که بیاندیشند نشانه‏ها و عبرت‏هایی وجود دارد.» براساس این آیه، خانواده آیتی الهی و جلوه‏ای از عظمت‏خداوند متعال می‏باشد.
پیروی از فرهنگ غنی اسلام و معارف حیاتبخش اهل بیت‏علیهم السلام بهترین راه برای تقویت و استحکام خانواده است. ارتباط قلبی بین زن و شوهر که اساسی‏ترین ارکان یک خانواده هستند، براساس رهنمودهای معصومین‏علیهم السلام تداوم می‏یابد.
در این مقاله به بررسی راه‏های تقویت عواطف اعضای خانواده در پرتو سیره و سخن اهل بیت‏علیهم السلام می‏پردازیم.

راه‏های تقویت عواطف در خانواده

1 - گفت وگوهای محبت‏آمیز

یکی از راه‏های استحکام بنیان خانواده توجه به ارتباط کلامی است. سخنان عاطفی و بهره‏گیری از کلمات دلنشین و خطاب‏های شایسته و محبت‏آمیز مخاطب را جذب می‏کند. خواسته یا ناخواسته از گوینده راضی شده و در دلش نوعی احساس محبت سبت‏به او ایجاد می‏شود.
اگر در خانواده‏ای مرد یا زن با عبارات زیبا و دلپذیر همسرش را صدا کند، علاوه بر اینکه به فرزندان چگونه سخن گفتن را می‏آموزد، در قلب او جایگاه ویژه‏ای خواهد یافت. امیرمؤمنان‏علیه السلام می‏فرماید: «اجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب; (2) زیبا سخن بگویید تا سخن زیبا بشنوید.»
خطاب‏های ملاطفت‏آمیز و دلربا روح و جسم را نوازش داده، همسر را تحت تاثیر قرار می‏دهد. بعضی از عبارات، آن قدر قشنگ و دوست داشتنی است که هرگز تا آخر عمر فراموش نمی‏شوند.
رسول گرامی اسلام با توجه به این نکته فرمود: «قول الرجل للمراة انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا; (3) مردی که به زنش بگوید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 14:35  توسط موسی امیری  | 

15 شاخص ومعیار خانواده موفق

 

1- خانوادی موفق خانواده ای است که گزینش همسروپیمان ازدواج بین زن ومرد در ان براساس

ضوابط ومعیار هایی چون اصالت ونجابت،کفو یت،ایمان وبینش وعقل صو رت گر فته باشد.

2- (( در این خانواده امکان اظهار نظر در امور مختلف منزل به طور متناسب برای همه ی

افراد خانواده وجود دارد.

3- اعضای چنین خانواده ای با یکدیگر مشورت می کنند،به حرف های همدیگرگوش

می دهند وهمدیگر رادرک می کنند.

4- اهداف خانواده مشخص است وبرای رسیدن به ان برنامه ریزی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 14:15  توسط موسی امیری  | 

ارتباط سالم وسازنده والدین با فرزندان

 

یکی از ویژگیهای خانواده خوشبخت ارتباط سالم وسازنده ی والدین با فرزندان است که هیچ گاه نباید فراموش شود داشتن ارتباط خوب با یکدیگر موجب می شود اعضای خانواده احساس قدرت کند وهنگان برخورد با مشکلات دچار یآس وناامیدی نشوند روابط خوب کینه وبددلی را ز بین می برد ومیان افراد خانواده وحدت ویگانگی ایجاد می کند اما تک روی وخود خواهی بنیان واساس خانواده را سست می کند فرزند خانواده ای که رابطه ی خوبی با پدر ومادر خود دارد می گوید : من مادری مهربان وفداکار دارم مادرم همیشه رفتار محبت آمیز ی با فرزندان خود دارد او غم خوار ماست پدرم هم مردی خوش اخلاق وبا گذشت است او با صبر وحوصله به حرف های ما گوش می دهد ومشکلات مارا حل می کند پدر ومادرم به مطالعه علاقمند هستند ومارا به دس خواندن تشویق می کنند پدر ومادرم در خدمت رسانی به افراد نیازمند از هیچ گونه کوششی دریغ نمی کنند آنان در کارهای اجتماعی وکمک به دیگران داوطلب هتند ومارا نیز به این کارها تشویق می کنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 21:34  توسط موسی امیری  | 

هنجارها ی اجتماعی در دانش اموزان دبیرستانی

 

هنجارها ی اجتماعي در دانش آموزان دبیرستانی به دو دسته عام و خاص تقسيم شده است . هنجارهاي عام شامل اجتناب از غيبت غيرموجه، رعايت پوشش مناسب ، عدم تخريب محيط زيست و احترام به مالكيت ديگران و هنجارهاي خاص شامل رعايت. حجاب در منزل و خارج از منزل، انجام فريضه نماز و ... است .

عوامل تأثیر گذار بر هنجارهای اجتماعی کدامست ؟

اثر پيوستگي جوان با خانواده، با مدرسه و با جامعه بر ميزان هنجارپذيري جوانان تأثیر دارد . به اين معني كه هر چه پيوستگي جوان به خانواده، مدرسه و جامعه بيشتر باشد، رعايت هنجارهاي اجتماعي بيشتر مي‌شود. علاوه بر آن اثر برخي ويژگي‌هاي فردي نظير پايگاه اجتماعي والدين، وضعيت اشتغال والدين و غيره و برخي ويژگي‌هاي ديگر نظير آمادگي جوان براي تاخير در لذات ، احساس كنترل بر سرنوشت و بر ميزان هنجارپذيري جوانان تأثیر دارد وبه طور کلی  هنجارپذيري يا پذيرش هنجارهاي اجتماعي يك فرآيند فردي مخصوص برخي دانش‌آموزان نيست ، بلكه يك فرآيند اجتماعي است كه چگونگي جذب و انتقال آن از مشخصات خانواده دانش‌آموز، چگونگي روابط دانش‌آموز با خانواده، چگونگي پيشرفت او در مدرسه، پنداشت او در مدرسه، پنداشت دانش‌آموز از رعايت هنجارها توسط اعضاء خانواده، مردم جامعه و احساس پيوستگي دانش‌آموز با خانواده، مدرسه و جامعه متاثر مي‌شود. از سوي ديگر پذيرش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 22:51  توسط موسی امیری  | 

ویژگیهای یک خانواده سالم وبالنده

 

خانواده یک پناهگاه برای خستگیهای اعضای خانواده می باشد

برای بهبود وضع اجتماع تلاش برای بهبود وضع خانواده وافراد آن مهمترین موضوع است

اجتماعی سالم است که از خانواده های سالم وبالنده تشکیل شده باشد

خانواده جایی است که در آن می توان به عشق ،تفاهم ،پشتیبانی ،ودرک متقابل دست یافت

اما ویژگیهای یک خانواده سالم به شرح زیر است :

1-     افراد به سخنان یکدیگر با علاقه گوش می دهند

2-     اشتباهات افراد نشانه ای از رشد تلقی می شود وافراد یکدیگر را سرزنش نمی کنند

3-     افراد با آهنگی روشن وپرمایه با هم حرف می زنند

4-     در روابطشان با هم همآهنگی وجود دارد

5-     گشاده رو ومهربان هستند

6-     برای راحتی ولذت خود برنامه طرح می کنند

7-     آزادانه با هم درددل می کنند

8-     در تماس با یکدیگر وابراز علاقه احساس آرامش وراحتی می کنند

9-     خانواده سالم بر اساس امکانات ووضع موجود ونیازهای افراد برنامه ریزی می کنند

10- اگر چیزی مزاحم برنامه اش شد می تواند به آسانی خودرا با آن تطبیق دهد

11- پدر ومادر خودرا رهبر وهدایتگر جریان رشد فرزند می دانند نه ارباب وحاکم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 23:44  توسط موسی امیری  | 

نتایج اختلاف والدین از لحاظ تربیت فرزندان

 

-          کودک به ندرت در گروههای اجتماعی حضور می یابد چون در خانه فرصت ابراز وجود را پیدا نمی کند

-          اغلب نگران وبا قیافه ای گرفته وافسرده در مدرسه حاضر می شود

-          از درس ومدرسه لذت نمی برد

-          عقب ماندگی درسی پیدا می کند

-          بعلت بهره مند نبودن از محبت در خانه به افراد منحرف وسرگرمیها ی باطل روی می آورد

-          بیشتر اوقات ذهنش مشغول خانواده واختلاف آنهاست

-          احترامی برای والدین خود قائل نیست

-          به افراد اجتماع هم بد بین است

وظائف شوهر نسبت به همسر

-          با آنان به نیکی رفتار کنید

-          به زنان مهریه ایشان را بعنوان هدیه تقدیم کنید

-          خداوند همسررا مایه آرامش وانسشوهران قرار داده است

-          با زنان خوشرفتاری کنید

-     پیامبر(ص) فرمود : کسی که اخلاق بد همسرش را بخاطر خدا تحمل کند هر بار صبر وتحمل ثواب بسیار دارد وبرای آن زن عقاب زیاد دارد

-          با زنان به نحو شایسته رفتار کنید

-          پیامبر (ص) فرمود : هر کس به خانواده خود رسیدگی نکند ملعون است

-          پیامبر فرمود : بهترین مردان کسانی هستند که برای زنان ودختران خود بهتر باشند

-     پیامبر فرمود : کسی که به بازار رود وبرای همسرش هدیه بخرد مانند کسی است که صدقه برد بر در خانه مستمندان که چقدر ثواب دارد

-          پیامبر منع فرمود اگر مرد سیر باشد وهمسرش گرسنه

-          امام صادق فرمود : مردی که برای خانواده اش رنج وزحمت بکشد همچون سربازی است که در راه خدا جان برکف نهد

-          پیامبر فرمود زنان سرور آفرین زندگی هستند وهر کس زنی گرفت اورا ضایع نکند

-          حضرت علی فرمود : مبادا همسرت بواسطه توبدبخت ترین مردم باشد

-          هر کس همسرش را اذیت کند خداوند نماز واحسانش را قبول نمی کند

 

وظائف زنان نسبت به شوهران

-          همسر شایسته همچون لباس است برای انسان

-          زنان نیکوکار متواضع ونگاهدار سر شوهر می باشند

-          پیامبر فرمود : ای زنها صدقه دهید واز شوهر اطاعت کنید

-          دنیا مطاعی بیش نیست بهترین متاع دنیا همسر شایسته است

-          همسر سازگار مایه آرامش خاطر است

-          پر برکت ترینهمسر زنی است که هزینه زندگی وازدواجش کمتر باشد

-          هرزن شایسته که عبادت خدا کند به واجبات همل کند اطاعت شوهر کند جایش بهشت است

-          زنی از رسول اکرم پرسید حق مرد بر زن چیست ؟پیامبر فرمود بدون رضایت شوهر به هر جا که خواست نرود

-          پیامبر فرمود هر زنی که خودرا خوشبو کندواز خانه بیرون رود مورد لعنت است تا به خانه بر گردد

-          پیامبر فرمود چهار چیز کمر شکن است  یکی از آنها این است که زنی که شوهر اورا محافظت کند واو به شوهر خیانت کند

-          حضرت مسی بن جعفر فرمود : جهاد زن خوشرفتار ی با همسر است

-          حضرت صادق فرمود : زنی که برای دیگران خودرا عطر آگین نماید خداوند نمازش را قبول نمی کند

-          چهار چیز به هرکس دادهاند خیر دنیا وآخرت نصیبش گردید نفس صابر وزبان ذاکر  وقلب شاکر زن شایسته   

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 23:36  توسط موسی امیری  |