X
تبلیغات
آموزش و خانواده - ویژگی های خانواده متعادل

آموزش و خانواده

آموزش کاربردی خانواده ها

چگونه رفتارهای نادرست کودکان را اصلاح کنیم؟

چگونه رفتارهای نادرست کودکان را اصلاح کنیم؟

اگر کودک شما روی دیوار اتاق نشیمن راخط خطی کرده است، فرستادن او به اتاقش جواب نمی دهد. بهتر است یک پارچه مرطوب به او بدهید و بگویید که دیوار را تمیز کند دفعه بعد که فرزندتان شما را عصبانی می کند، او را تنبیه نکنید. از روش خاتمه بخشیدن و فراموش کردن از موضوع استفاده کنید که به شما فرصت تنفس و آرام شدن می دهد. این روشی مطمئن و راحت است و شامل هیچ نوع تنبیهی نمی شود. خاتمه بخشیدن - دست کشیدن یک مادر می گوید: «وقتی بچه ام سه ساله بود، یک باره متوجه شدم که اگر به جای داد زدن سر او، چند دقیقه او را از خود دور کنم، مؤثرتر خواهد بود. در آن دقیقه من فرصت آرام شدن پیدا کردم و فکر می کنم او هم همین طور. سالها بعد وقتی داشتم مجله می خواندم، به کلمه خاتمه بخشیدن رسیدم و دریافتم که این همان روشی بود که من استفاده می کرده ام.» او ناآگاهانه دریافته بود که بهترین روش همین روش خاتمه بخشیدن است.

در اصل بسیاری از والدین روش خاتمه بخشیدن را چاره ای برای عدم تنبیه می دانند. این روش همچنین کودک را در عصبانیت، دشمنی و انزجار رها نمی کند. اما معنای دقیق آن چیست؟ و بهترین روش استفاده از آن کدام است؟ متخصصان ، انواع مختلفی از خاتمه بخشیدن به این گونه موارد را بازگو می کنند اما ورای همه این دستاوردهای متعدد یک چیز مشترک وجود دارد که آن جلوگیری از رفتار نابهنجار و یک توقف کوتاه برای کودکان و والدین است که بتوانند آرام شوند. با توجه به سن کودک، مزاج و رفتار او، روشهای بسیاری برای مؤثر واقع شدن روش خاتمه بخشیدن وجود دارد. مهم است تکنیکی انتخاب شود که منعکس کننده روش خود شما باشد و شما با آن احساس راحتی کنید. به خاطر داشته باشید، روش خاتمه بخشیدن فقط یک راه برای تغییر رفتار است و در مورد بعضی از موارد رفتارهای ناهنجار بهتر از موارد دیگر عمل می کند.

این روش بیشترین تأثیر را در جلوگیری از رفتارهای غیرقابل قبول دارد. مثل وقتی که کودک دارد برادر کوچکتر خود را اذیت می کند یا با فریاد حرفهای زشتی به شما می زند. روش خاتمه بخشیدن وقتی شما سعی دارید کودک را تشویق به پذیرفتن رفتاری جدید مثل مرتب کردن رختخواب و یا آماده کردن کیف مدرسه اش می کنید، مؤثر نخواهد بود. همچنین اگر کودک با پرستار خود با بی ادبی رفتار کرده باشد نیز این روش خاتمه بخشیدن و دور کردن او از موضوع، اثر بخش نخواهد بود. بسیاری از متخصصان می گویند پاداش دادن برای رفتارهای خوب بسیار بهتر از روش خاتمه بخشیدن عمل می کند زیرا این روش در توجه کردن به کودکان مثبت تر است، چیزی که آنها آرزویش را دارند. وقتی دخترتان دارد به خواهر کوچکترش کمک می کند نوازش کردن او تاکتیک مناسب تری است تا این که وقتی رفتار نامناسبی دارد او را از موضوع دور کنید.

اما هنوز مواقعی وجود دارد که روش خاتمه بخشیدن بسیار خوب عمل می کند. در اینجا تکنیکهای امتحان شده در سنین مختلف را ارائه می دهیم: ۱ تا ۴ سالگی برای خردسالان کنترل خودشان بسیار سخت است و خیلی سریع اقدام به زدن و هل دادن می کنند و حاضر به گوش کردن نیستند. اگر یک پسربچه ۳ ساله، اسباب بازی بچه دیگری را بخواهد به سادگی آن را می گیرد. ابتدا سعی کنید با کلمات ساده احساس کودک دیگر را باز گو کنید و بگویید که چرا هل دادن یا زدن کودکی او را ناراحت می کند. همانطور که صحبت می کنید سر یا پشت او را نوازش کنید. اگر زدن ادامه پیدا کرد، کودکتان را بغل کرده و از آنجا دور کنید. در یک مکان ساکت بنشینید و او را سخت در آغوش بگیرید. اگر پسر دوساله شما دارد برادر نوزادش را می زند و شما می توانید احساس حسادت او را مشاهده کنید، برای او توضیح دهید که چرا گاهی اوقات برادرش بیشتر به توجه شما نیاز دارد و بگویید که فرزند اولتان را هم دوست دارید.

او را تا وقتی که احساس کنید آمادگی شرکت در جمع را دارد در آغوش نگه دارید، اگر او شروع به لگد زدن یا هل دادن شما کرد با لحنی ملایم بگویید: «تو هنوز عصبانی هستی و نیاز داری تا وقتی که احساس بهتری پیدا کنی در آغوش من بمانی.» این روشها در مورد کودکان کم سن و سال تر بسیار خوب عمل می کند چرا که پدر و مادر از نظر فیزیکی نزدیک کودکشان می مانند و همزمان با آن به کودک این فرصت را می دهند که در مورد رفتارش فکر کند. ۳ تا ۶ سالگی پیش دبستانیها شروع به مزه مزه کردن استقلال می کنند و عاشق «نه» گفتن هستند،این نه گفتن روشی است برای امتحان کردن محدودیتهایشان، آنها در قوانین و اعمال خود پیشرفت می کنند اما روشها و مفاهیم جدیدی کشف می کنند که به وسیله آنها بررسی کنند و ببینند پدر و مادر در کدام موارد جدی هستند. بسیاری از والدین شکایتی دارند که: «فرزند ما بسیار نافرمانی می کندبرای چنین رفتارهایی «ویلیام سیرس» یک نویسنده کالیفرنیایی استفاده از روش «خاتمه بخشیدن انعکاسی» را پیشنهاد می دهد، ابتدا فرزندتان را از صحنه بدرفتاری دور کنید، سپس از او بخواهید در مورد رفتارش فکر کند، موضوع مورد نظر این است که کودکان را تشویق کنید در مورد قوانینی که شکسته تأمل کند.

این روش همچنین به کودکان این احساس را می دهد که آنها در مورد قوانینی که بزرگترها وضع کرده اند تا حدی دارای کنترل هستند. قانون اصلی چنین روشی این است که برای هر یک سال زندگی، یک دقیقه مهلت بدهید، بنابراین برای یک کودک ۵ ساله، زمان ۵ دقیقه مناسب است و برای یک کودک ۱۰ ساله، ۱۰ دقیقه فرصت تأمل و خاتمه بخشیدن به موضوع، به خوبی عمل می کند. در مورد کودکان بزرگتر که کنترل و نظم شخصی بیشتری دارند این زمان می تواند طولانی تر شود و کودک را می توان در مکانی دورتر قرار داد. اگر اتاق کودک آشفته باشد، فرستادن او به اتاقش بی تأثیر خواهد بود چراکه او خود را با آن وسایل سرگرم خواهد کرد.وقتی زمان دست کشیدن از موضوع تمام شد با چنین سؤالی که: «آیا حالا آماده هستی اسباب بازیهایت را جمع کنی؟» به آن رفتار برگردید. اگر آماده نبود او را در همان موقعیت بگذارید تا وقتی که آماده شود. پدری پرسید: «وقتی پسرش حتی بعد از این زمان نافرمانی می کند او باید چه کند؟» وقتی این روش مؤثر واقع نمی شود، ممکن است به این معنی باشد که این بهترین تکنیک برای فرزند شما نیست و استراتژیهای دیگر لازم است. اگر کودک شما بدون هیچ رودربایستی از رفتن به اتاقش سر باز می زند، به او بگویید: «بسیار خوب، من خودم می روم و از زمان خاتمه بخشیدن و دست کشیدن از این موضوع استفاده کنم،زیرا من ناراحت هستم و احتیاج به آرام شدن دارم

اگر کودک شما روی دیوار اتاق نشیمن خط خطی کرده است، فرستادن او به اتاقش جواب نمی دهد. بهتر است یک پارچه مرطوب به او بدهید و بگویید که دیوار را تمیز کند.

اما همانطور که توضیح داده شد، یکی از فواید دست کشیدن از موضوع این است که به کودکان شما یاد می دهد تغییر رفتار به خودشان بستگی دارد و این کار در داشتن کنترل نفس بیشتر به آنها کمک می کند. ۶ تا ۱۰ سالگی پیدا کردن یک تکنیک برای فرزندان بزرگتر، بسیار سخت تر است. «رویین اسکات واکر» یک مشاور خانواده کالیفرنیایی، به موضوع «دست کشیدن با قوه خلاق» رسیده است که این کار به کودکان اجازه می دهد هنگام انجام امور دیگر، در مورد چیزها فکر کنند. مرحله اول شروع با اخطار دادن به هنگام بدرفتاری است. اگر این بدرفتاری ادامه یافت او را به اتاقش یا سر درسش بفرستید(جایی که تلویزیون نباشد) وقتی او آنجا است برای بازی کردن، نقاشی کردن، رنگ کردن یا خواندن آزاد است اما به او اجازه چیز دیگری مثل خوراکی و نوشابه را ندهید و اجازه تلفنی صحبت کردن با دوستانش را هم به او ندهید.

او باید به این زمان به عنوان فرصتی برای تأمل کردن در مورد رفتارش بنگرد. این تکنیک در مورد رفتارهایی از قبیل دعوا بین خواهر و برادر یا حتی سر میز شام سرو صدا کردن یا در رفتارهای جمعی، بسیار خوب عمل می کند، همچنین فرزندان بزرگتر مهارت بیانی خوبی دارند و به دلایل گوش می کنند. روش «دست کشیدن» از موضوع با صحبت کردن در مورد آن «برای آنها به خوبی عمل می کند» اگر پسر شما پاسخ مادرش را با بی ادبی می دهد برایش توضیح دهید که او نمی تواند این کار را انجام بدهد و اضافه کنید: «بیا برویم قدم بزنیم و در موردش صحبت کنیم.» این به شما فرصت عبور دادن پیامتان (گستاخی و بی ادبی کردن مجاز نیست) را می دهد، و پسر شما را از آن موقعیت دور می کند بنابراین او در مورد بدرفتاری اش بهتر می تواند پاسخگو باشد. این تکنیک بر پایه این اعتقاد است که وقتی کودک شما بدرفتاری می کند نشانه ای از این است که او زمان سختی را می گذراند و آنچه نیاز دارد تماس بیشتر با والدینش است، به جای فرستادن کودکتان برای نشستن روی صندلی به عنوان یک تنبیه، بهتر است او را بغل کرده، صحبت کنید و فاصله فیزیکی تان را کاهش دهید.

راههایی برای موفقیت در روش دست کشیدن از موضوع:

- به خاطر داشته باشید که این روش درمان کامل نیست. برای مؤثر بودن باید بدانید که در چه مواقعی این روش بهتر عمل می کند.

- از این روش عاقلانه استفاده کنید. اگر برای هر بدرفتاری از آن استفاده کنید ممکن است کودک شما تمام روز مجبور به نشستن در هال باشد.

- وقتی فرزندتان دوباره به جمع خانواده می پیوندد از هیاهو کردن در آن مورد بپرهیزید . (او را بغل نکرده و نبوسید) زیرا این عمل ممکن است چرخه جلب توجه را ایجاد کند که ما می خواهیم از آن دوری کنیم.

- مراقب لحن کلامتان باشید. دور کردن کودکتان با لحنی عصبانی: «همین است که هست! برو ببینم!»، این روش را به تنبیه تبدیل می کند. هدف شما باید بی طرف جلوه کند تا فرزندتان بتواند از این زمان برای فکر کردن در مورد چگونه تغییر دادن رفتارش استفاده کند و نه به دنبال تلافی کردن باشد

- واقع نگر باشید رفتارهای پوچی را که نمی توانید انجام دهیدمطرح نکنید . نگویید: «اگر به این کار خاتمه ندهی تمام روز باید آنجا بمانی.» به هر حال بهتر است در پیدا کردن روش مناسب، خوب تأمل کنید.
  
 
 
 
تکفال

گردآوری :گروه خانواده خوشبخت تبیان زنجان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 22:18  توسط موسی امیری  | 

چگونه رفتارهای نادرست کودکان را اصلاح کنیم؟

چگونه رفتارهای نادرست کودکان را اصلاح کنیم؟

اگر کودک شما روی دیوار اتاق نشیمن راخط خطی کرده است، فرستادن او به اتاقش جواب نمی دهد. بهتر است یک پارچه مرطوب به او بدهید و بگویید که دیوار را تمیز کند دفعه بعد که فرزندتان شما را عصبانی می کند، او را تنبیه نکنید. از روش خاتمه بخشیدن و فراموش کردن از موضوع استفاده کنید که به شما فرصت تنفس و آرام شدن می دهد. این روشی مطمئن و راحت است و شامل هیچ نوع تنبیهی نمی شود. خاتمه بخشیدن - دست کشیدن یک مادر می گوید: «وقتی بچه ام سه ساله بود، یک باره متوجه شدم که اگر به جای داد زدن سر او، چند دقیقه او را از خود دور کنم، مؤثرتر خواهد بود. در آن دقیقه من فرصت آرام شدن پیدا کردم و فکر می کنم او هم همین طور. سالها بعد وقتی داشتم مجله می خواندم، به کلمه خاتمه بخشیدن رسیدم و دریافتم که این همان روشی بود که من استفاده می کرده ام.» او ناآگاهانه دریافته بود که بهترین روش همین روش خاتمه بخشیدن است.

در اصل بسیاری از والدین روش خاتمه بخشیدن را چاره ای برای عدم تنبیه می دانند. این روش همچنین کودک را در عصبانیت، دشمنی و انزجار رها نمی کند. اما معنای دقیق آن چیست؟ و بهترین روش استفاده از آن کدام است؟ متخصصان ، انواع مختلفی از خاتمه بخشیدن به این گونه موارد را بازگو می کنند اما ورای همه این دستاوردهای متعدد یک چیز مشترک وجود دارد که آن جلوگیری از رفتار نابهنجار و یک توقف کوتاه برای کودکان و والدین است که بتوانند آرام شوند. با توجه به سن کودک، مزاج و رفتار او، روشهای بسیاری برای مؤثر واقع شدن روش خاتمه بخشیدن وجود دارد. مهم است تکنیکی انتخاب شود که منعکس کننده روش خود شما باشد و شما با آن احساس راحتی کنید. به خاطر داشته باشید، روش خاتمه بخشیدن فقط یک راه برای تغییر رفتار است و در مورد بعضی از موارد رفتارهای ناهنجار بهتر از موارد دیگر عمل می کند.

این روش بیشترین تأثیر را در جلوگیری از رفتارهای غیرقابل قبول دارد. مثل وقتی که کودک دارد برادر کوچکتر خود را اذیت می کند یا با فریاد حرفهای زشتی به شما می زند. روش خاتمه بخشیدن وقتی شما سعی دارید کودک را تشویق به پذیرفتن رفتاری جدید مثل مرتب کردن رختخواب و یا آماده کردن کیف مدرسه اش می کنید، مؤثر نخواهد بود. همچنین اگر کودک با پرستار خود با بی ادبی رفتار کرده باشد نیز این روش خاتمه بخشیدن و دور کردن او از موضوع، اثر بخش نخواهد بود. بسیاری از متخصصان می گویند پاداش دادن برای رفتارهای خوب بسیار بهتر از روش خاتمه بخشیدن عمل می کند زیرا این روش در توجه کردن به کودکان مثبت تر است، چیزی که آنها آرزویش را دارند. وقتی دخترتان دارد به خواهر کوچکترش کمک می کند نوازش کردن او تاکتیک مناسب تری است تا این که وقتی رفتار نامناسبی دارد او را از موضوع دور کنید.

اما هنوز مواقعی وجود دارد که روش خاتمه بخشیدن بسیار خوب عمل می کند. در اینجا تکنیکهای امتحان شده در سنین مختلف را ارائه می دهیم: ۱ تا ۴ سالگی برای خردسالان کنترل خودشان بسیار سخت است و خیلی سریع اقدام به زدن و هل دادن می کنند و حاضر به گوش کردن نیستند. اگر یک پسربچه ۳ ساله، اسباب بازی بچه دیگری را بخواهد به سادگی آن را می گیرد. ابتدا سعی کنید با کلمات ساده احساس کودک دیگر را باز گو کنید و بگویید که چرا هل دادن یا زدن کودکی او را ناراحت می کند. همانطور که صحبت می کنید سر یا پشت او را نوازش کنید. اگر زدن ادامه پیدا کرد، کودکتان را بغل کرده و از آنجا دور کنید. در یک مکان ساکت بنشینید و او را سخت در آغوش بگیرید. اگر پسر دوساله شما دارد برادر نوزادش را می زند و شما می توانید احساس حسادت او را مشاهده کنید، برای او توضیح دهید که چرا گاهی اوقات برادرش بیشتر به توجه شما نیاز دارد و بگویید که فرزند اولتان را هم دوست دارید.

او را تا وقتی که احساس کنید آمادگی شرکت در جمع را دارد در آغوش نگه دارید، اگر او شروع به لگد زدن یا هل دادن شما کرد با لحنی ملایم بگویید: «تو هنوز عصبانی هستی و نیاز داری تا وقتی که احساس بهتری پیدا کنی در آغوش من بمانی.» این روشها در مورد کودکان کم سن و سال تر بسیار خوب عمل می کند چرا که پدر و مادر از نظر فیزیکی نزدیک کودکشان می مانند و همزمان با آن به کودک این فرصت را می دهند که در مورد رفتارش فکر کند. ۳ تا ۶ سالگی پیش دبستانیها شروع به مزه مزه کردن استقلال می کنند و عاشق «نه» گفتن هستند،این نه گفتن روشی است برای امتحان کردن محدودیتهایشان، آنها در قوانین و اعمال خود پیشرفت می کنند اما روشها و مفاهیم جدیدی کشف می کنند که به وسیله آنها بررسی کنند و ببینند پدر و مادر در کدام موارد جدی هستند. بسیاری از والدین شکایتی دارند که: «فرزند ما بسیار نافرمانی می کندبرای چنین رفتارهایی «ویلیام سیرس» یک نویسنده کالیفرنیایی استفاده از روش «خاتمه بخشیدن انعکاسی» را پیشنهاد می دهد، ابتدا فرزندتان را از صحنه بدرفتاری دور کنید، سپس از او بخواهید در مورد رفتارش فکر کند، موضوع مورد نظر این است که کودکان را تشویق کنید در مورد قوانینی که شکسته تأمل کند.

این روش همچنین به کودکان این احساس را می دهد که آنها در مورد قوانینی که بزرگترها وضع کرده اند تا حدی دارای کنترل هستند. قانون اصلی چنین روشی این است که برای هر یک سال زندگی، یک دقیقه مهلت بدهید، بنابراین برای یک کودک ۵ ساله، زمان ۵ دقیقه مناسب است و برای یک کودک ۱۰ ساله، ۱۰ دقیقه فرصت تأمل و خاتمه بخشیدن به موضوع، به خوبی عمل می کند. در مورد کودکان بزرگتر که کنترل و نظم شخصی بیشتری دارند این زمان می تواند طولانی تر شود و کودک را می توان در مکانی دورتر قرار داد. اگر اتاق کودک آشفته باشد، فرستادن او به اتاقش بی تأثیر خواهد بود چراکه او خود را با آن وسایل سرگرم خواهد کرد.وقتی زمان دست کشیدن از موضوع تمام شد با چنین سؤالی که: «آیا حالا آماده هستی اسباب بازیهایت را جمع کنی؟» به آن رفتار برگردید. اگر آماده نبود او را در همان موقعیت بگذارید تا وقتی که آماده شود. پدری پرسید: «وقتی پسرش حتی بعد از این زمان نافرمانی می کند او باید چه کند؟» وقتی این روش مؤثر واقع نمی شود، ممکن است به این معنی باشد که این بهترین تکنیک برای فرزند شما نیست و استراتژیهای دیگر لازم است. اگر کودک شما بدون هیچ رودربایستی از رفتن به اتاقش سر باز می زند، به او بگویید: «بسیار خوب، من خودم می روم و از زمان خاتمه بخشیدن و دست کشیدن از این موضوع استفاده کنم،زیرا من ناراحت هستم و احتیاج به آرام شدن دارم

اگر کودک شما روی دیوار اتاق نشیمن خط خطی کرده است، فرستادن او به اتاقش جواب نمی دهد. بهتر است یک پارچه مرطوب به او بدهید و بگویید که دیوار را تمیز کند.

اما همانطور که توضیح داده شد، یکی از فواید دست کشیدن از موضوع این است که به کودکان شما یاد می دهد تغییر رفتار به خودشان بستگی دارد و این کار در داشتن کنترل نفس بیشتر به آنها کمک می کند. ۶ تا ۱۰ سالگی پیدا کردن یک تکنیک برای فرزندان بزرگتر، بسیار سخت تر است. «رویین اسکات واکر» یک مشاور خانواده کالیفرنیایی، به موضوع «دست کشیدن با قوه خلاق» رسیده است که این کار به کودکان اجازه می دهد هنگام انجام امور دیگر، در مورد چیزها فکر کنند. مرحله اول شروع با اخطار دادن به هنگام بدرفتاری است. اگر این بدرفتاری ادامه یافت او را به اتاقش یا سر درسش بفرستید(جایی که تلویزیون نباشد) وقتی او آنجا است برای بازی کردن، نقاشی کردن، رنگ کردن یا خواندن آزاد است اما به او اجازه چیز دیگری مثل خوراکی و نوشابه را ندهید و اجازه تلفنی صحبت کردن با دوستانش را هم به او ندهید.

او باید به این زمان به عنوان فرصتی برای تأمل کردن در مورد رفتارش بنگرد. این تکنیک در مورد رفتارهایی از قبیل دعوا بین خواهر و برادر یا حتی سر میز شام سرو صدا کردن یا در رفتارهای جمعی، بسیار خوب عمل می کند، همچنین فرزندان بزرگتر مهارت بیانی خوبی دارند و به دلایل گوش می کنند. روش «دست کشیدن» از موضوع با صحبت کردن در مورد آن «برای آنها به خوبی عمل می کند» اگر پسر شما پاسخ مادرش را با بی ادبی می دهد برایش توضیح دهید که او نمی تواند این کار را انجام بدهد و اضافه کنید: «بیا برویم قدم بزنیم و در موردش صحبت کنیم.» این به شما فرصت عبور دادن پیامتان (گستاخی و بی ادبی کردن مجاز نیست) را می دهد، و پسر شما را از آن موقعیت دور می کند بنابراین او در مورد بدرفتاری اش بهتر می تواند پاسخگو باشد. این تکنیک بر پایه این اعتقاد است که وقتی کودک شما بدرفتاری می کند نشانه ای از این است که او زمان سختی را می گذراند و آنچه نیاز دارد تماس بیشتر با والدینش است، به جای فرستادن کودکتان برای نشستن روی صندلی به عنوان یک تنبیه، بهتر است او را بغل کرده، صحبت کنید و فاصله فیزیکی تان را کاهش دهید.

راههایی برای موفقیت در روش دست کشیدن از موضوع:

- به خاطر داشته باشید که این روش درمان کامل نیست. برای مؤثر بودن باید بدانید که در چه مواقعی این روش بهتر عمل می کند.

- از این روش عاقلانه استفاده کنید. اگر برای هر بدرفتاری از آن استفاده کنید ممکن است کودک شما تمام روز مجبور به نشستن در هال باشد.

- وقتی فرزندتان دوباره به جمع خانواده می پیوندد از هیاهو کردن در آن مورد بپرهیزید . (او را بغل نکرده و نبوسید) زیرا این عمل ممکن است چرخه جلب توجه را ایجاد کند که ما می خواهیم از آن دوری کنیم.

- مراقب لحن کلامتان باشید. دور کردن کودکتان با لحنی عصبانی: «همین است که هست! برو ببینم!»، این روش را به تنبیه تبدیل می کند. هدف شما باید بی طرف جلوه کند تا فرزندتان بتواند از این زمان برای فکر کردن در مورد چگونه تغییر دادن رفتارش استفاده کند و نه به دنبال تلافی کردن باشد

- واقع نگر باشید رفتارهای پوچی را که نمی توانید انجام دهیدمطرح نکنید . نگویید: «اگر به این کار خاتمه ندهی تمام روز باید آنجا بمانی.» به هر حال بهتر است در پیدا کردن روش مناسب، خوب تأمل کنید.
  
 
 
 
تکفال

گردآوری :گروه خانواده خوشبخت تبیان زنجان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 22:18  توسط موسی امیری  | 

محبت اساس موفقيت خانواده

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

محبت اساس موفقيت خانواده

اعضاء يك خانواده كه ركن مهم آن زن و شوهر هستند، گذشته از ضرورتهائى كه آنها را دور هم جمع مى كند، بايد از پيوندى مقدس و درونى كه همان محبت و احساس علاقه به يكديگر است ، برخوردار باشند

اخلاق در خانواده : محبت اساس موفقيت خانواده

اعضاء يك خانواده كه ركن مهم آن زن و شوهر هستند، گذشته از ضرورتهائى كه آنها را دور هم جمع مى كند، بايد از پيوندى مقدس و درونى كه همان محبت و احساس علاقه به يكديگر است ، برخوردار باشند.
زن و شوهر نبايد به حكم ضرورت ، با هم زندگى كنند، در هنگام ساختن يك بنا، ميان آجرها هرگز علاقه در كار نيست ، فقط به حكم ضرورت در كنار هم قرار گرفته اند.
ولى در كانون خانواده چطور؟ آيا در زندگى مشترك آنها هم بايد به حكم ضرورتها و ناچاريها با هم باشند؟ مسلما خير، كانون خانواده بايد از بنياد محكمترى كه همان علاقه و محبت است ، برخوردار باشد، حكمت متعاليه حضرت حق ، در يك حسابرسى و نقشه كشى دقيق بهترين فرصت را براى پى ريزى اين بنياد در اوائل ازدواج ايجاد كرده است ، شور و نشاط جوانى ، شهوت و احساس محبت بسيار به همسر در اوائل ازدواج ، فرصت طلائى است كه همراه با پيوند جنسى ، پيوند دو قلب هم انجام گيرد و اين عروس و داماد هستند كه بايد از اين فرصت و بهانه ، نهايت استفاده را بكنند، و با انجام عوامل محبت آن را به گونه اى گسترش دهند كه تا پايان عمر همديگر را دوست و دلسوز هم بدانند.
 

اخلاق در خانواده : فرصت طلائى براى پيوند جاودانه

عروس و داماد بايد توجه داشته باشند آن شور و عشق اوليه ازدواج كه به خاطر مسائل جنسى و تازگى آن موجب علاقه شديد آنها نسبت به يكديگر شده است تا آخر عمر خود بخود باقى نمى ماند، اگر از اين فرصت طلائى براى ايجاد پيوند عميق دوستى و حقيقى ميان خود در ماوراى مسائل جنسى استفاده نكنيد، هنگام رنگ باختن مسائل جنسى ، دچار مسائل عديده اى خواهيد شد كه چه بسا تا آخر عمر دست به گريبان شما خواهد بود.
اين شور و علاقه اگر فقط بر مبناى مسائل جنسى باشد پس از مدتى نه چندان طولانى حساسيت خود را از دست مى دهد و واقعيت زندگى بعد مهم زندگى مى شود، زيرا آن هيجانات و تحريكات شهوى و جذبه هاى اوليه از كار افتاده و آن ميل شديد كاسته شده و كسانى كه موفق شده باشند در آن فرصت محبت خود را در دل يكديگر جا كنند، پشتوانه اى محكم جايگزين آن نموده اند كه تا آخر عمر ضامن اجرائى سعادت آنان خواهد بود. و ما در اين مبحث بر آنيم كه توفيق الهى راههاى ايجاد اين محبت را كه پايه يك زندگى شيرين است جستجو كنيم ، تا بتوانيم اعضاء خانواده را مثل دو دوست در كنارهم داشته باشيم و دوست نداريم كه پس از گذشت مدتى از سر آغاز ازدواج ، وقتى كه واقعيات زندگى نمايان شد و گرد و غبار شهوات كاسته شد، زن و شوهر خود را نسبت به يكديگر بى علاقه ببيند.
زندگى نبايد بگونه باشد كه با هم بسازند، سازش بوى جنگ و سپس تظاهر به صلح از روى ناچارى مى دهد، بايد با هم بجوشند، غمخوار يكديگر باشند، از ديدن يكديگر لذت ببرند، نشاط مى يابد، سرمست مى شود و روحيه مى گيرد - خلاصه دلها بايد با هم باشد نه جسم تنها، آن خانواده اى كه اساس آن بخاطر ناچاريها است زندان است نه خانه ، آن زن و شوهرى كه به خاطر فرزندانشان با هم هستند و مى ترسند اگر جدا شوند فرزندانشان ضايع گردند، خانه آنها اداره است ، ميان زن و شوهر اگر غير از محبت چيز ديگرى سبب اجتماعشان گردد موفق نخواهند بود، و اعضاء خانواده چه زن و چه شوهر به سختى بايد مراقب باشند و اين حقيقت را با تمام وجود درك كنند و بپذيرند كه خانه ، زندان نيست و آنها هم سلولى نيستند، خانه اداره نيست و آنها مثل دو كارمند نيستند، خانه ميدان جنگ نيست و آنها در مقابل دشمن قرار ندارند، اينها هيچ نيست ، خانه كانون گرم صفا و محبت است و در يك كلمه خانه محيط دوستانه زندگى است و ازدواج يك اشتراك و همكارى مقدس براى رسيدن به سعادت مى باشد.

نياز به محبت
 
مسائل و احتياجات زندگى نبايد زن و شوهر را از توجه به نيازهاى يكديگر و شخصيت آنها غافل كند، زوجين بايد دقت كنند، حتى اگر دنبال زندگى شيرين هستند بايد در درجه اول همسر خود را سالم و با نشاط داشته باشند، اگر هزاران وسيله رفاهى فراهم شود اما دل خوش و نشاط نباشد زندگى شيرين نيست .
حتى اگر يكى از طرفين از روى كوته فكرى به فكر سعادت و رفاه خود بيش ‍ از طرف ديگر هم باشد باز بايد كارى كند كه نشاط و سلامتى روحى و جسمى همسر خود را به بهترين وجه فراهم كند، گرچه اساس اين تفكر كه همسر خود را فقط به خاطر بهره ورى و سودجوئى يكطرفه خواستن ، فكرى خام و ابلهانه است .
در اين راستاست كه بايد به شدت مراقب باشند، تا حقيقت هستى و رگ حساس همسر خود كه همان روح و روحيات اوست نه تنها لطمه نخورد كه از نشاط و سلامتى بيشترى برخوردار شود.
همه مى دانيم زندگى مشكلات دارد، موانع و سختيها در راه خواسته هاى به حق يا ناحق موجود است و مهمترين عامل موفقيت در مبارزه با مشكلات ، استقامت و همت و دلگرمى است ، روحيه شخص خود باخته و دلسرد و بى رمق در مقابل كوچكترين حوادث از كاهى كوهى مى سازد، تا چه رسد به كوه مشكلات ، اينجا چه بايد كرد؟ يك همسر شايسته مخصوصا بانوان چه بايد بكنند؟ آيا بايد صرف نظر از مشكلات شوهر و مسائل درونى و بيرونى او، به فكر توقعات خود اگر چه بجا هم هست ، باشند؟ و نه تنها موجب دلگرمى نشده كه روحيه او را خرابتر گردانند؟ هرگز.
در اين موارد بيش از خواسته هاى خود سعى كنيد به فكر همسرتان باشيد، با محبت و ملاطفت و اظهار لطف و صفا و انجام نمودهائى از تواضع و خوش رفتارى ، روح او را آرامش داده و موجب شويد خانه محيط آرام بخشى براى او باشد و شما باعث تجديد قواى روحى و جسمى او باشيد - حالا كه بسيارى از مردم اجتماع بر خلاف دستورات دين و مكتب اهل بيت عليهم السلام و بر خلاف وجدان و عقل خود، گرگ صفتى پيش گرفته اند، و منتظرند با كوچكترين بهانه ، يكديگر را پاره كنند، و همچون گرگها بر سر منافع مادى به جان يكديگر افتاده اند، سعى كنيد كه محيط خانه براى وى جاى امنى باشد به دور از اين جنگ و گريز.

منبع: سایت آوینی

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1392ساعت 22:55  توسط موسی امیری  | 

نقش حجاب و عفاف در عظمت زن

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

نقش حجاب و عفاف در عظمت زن

حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیف‌تر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب

حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بشری و بویژه جوامع اسلامی مطرح است. همواره این دو واژه در کنار هم به کار برده می‌شوند و در نگاه اول به نظر می‌آید هر دو به یک معنا باشند اما با جستجو در متون دینی و فرهنگنامه‌ها به نکته قابل توجهی می‌رسیم و آن تفاوت این دو واژه است. در برخی کتب لغت حجاب را این‌گونه تعریف کرده‌اند: «الحجاب، المنع من الوصول» حجاب یعنی آنچه مانع رسیدن می‌شود.(۱) 
برخی گفته‌اند حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از دخول است و به عنوان شاهد آیه شریفه «و من بیننا و بینک حجاب»‌(فصلت، آیه ۵) را ذکر کرده‌اند. در دیگر کتاب‌های لغت حجاب را به معنای پرده آورده و نوشته‌اند: امراه محجوبه؛ زنی که پوشانیده است خود را به پوشاندنی.(۲)
 
با توجه به معانی ذکر شده در می‌یابیم حجاب امری ظاهری و در ارتباط با جسم است، اگرچه این پوشش برخاسته از اعتقادات و باورهای درونی افراد است ولی ظهور در نشئه مادی و طبیعی دارد یعنی پوشش ظاهری افراد و بویژه زنان را حجاب می‌گویند که مانع از نگاه نامحرم به آنان می‌شود. عفاف نیز دارای معانی گوناگونی است که در مجموع تعریف کاملی را به ما خواهد داد. راغب اصفهانی در مفردات القران می‌نویسد: العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها غلبه الشهوه؛ عفت حالتی درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری می‌شود.(۳)
 
البته قابل ذکر است که در قرآن کریم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است، گاه به معنای خود نگهداری و پاکدامنی است و گاه «عفت» به معنای قناعت آمده و مسائل مالی مورد نظر است.(۴) آنچه در این مقاله مورد نظر ماست مفهوم اولی است یعنی خود نگهداری از شهوت و مسائل جنسی؛ اگرچه می‌توان برای هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضرری به مفهوم آن نمی‌خورد. از مجموع معانی ذکر شده برای حجاب و عفاف می‌توان نتیجه گرفت که عفاف نوعی حجاب درونی است که انسان را از گناه باز می‌دارد.
 
حفظ چشم، گوش، قلب و تمامی اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجاب درونی، پوشش ظاهری است؛ به تعبیری لطیف‌تر حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این گروه از حجاب، تنها پوسته‌ای و ظاهری بی‌معنا دارند و از سوی دیگر کسانی هستند که ادعای عفاف کرده و با تعابیری همچون؛ من قلب پاکی دارم، خدابا قلبها کار دارد، آدم باید چشمش پاک باشد و... خود را سرگرم کرده و مصداق «لیفجر امامه»‌(بلکه انسان می‌خواهد آزاد باشد و گناه کند- قیامت آیه ۵) می‌شوند.
 
انسان‌هایی چنین باید در قاموس اندیشه خود نکته‌ای اساسی را بنگارند و آن این است که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن میوه ناپاکی به نام بی‌حجابی و بدحجابی نخواهد شد. امام خمینی(ره) پیام‌آور ارزشهای الهی درباره حجاب و عفاف می‌فرماید: «توجه داشته باشید حجابی که اسلام قرار داده است برای حفظ ارزش‌های شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه برای مرد و چه برای زن- برای این است که آن ارزش‌های واقعی که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه‌های شیطانی یا دست‌های فاسد استعمار پایمال شوند این ارزشها زنده بشوند.»(۵)

● فلسفه حجاب

یکی از نکات اساسی که زمینه‌ای برای عمل به احکام است شناخت جایگاه هرچیز در نظام هستی است. البته در نظامی که خداوند متعال در جای جای آن دیده می‌شود و ارتباط اشیا و اعمال با خداوند بسیار مشهود است و با درک این ارتباط و حضور، بسیاری از مشکلات زندگی بشر حل می‌شود. «حق» به عنوان زیباترین و پسندیده‌ترین واژه آفرینش در تمامی ادیان و جوامع بشری مورد توجه قرار گرفته است و حقوق و ادای آنها فراتر از زمانها و مکانها واشخاص و ادیان است. 
در واقع هر فردی از هر طبقه اجتماعی و از هر دین و ملیت، نسبت به ادای حقوق دیگران حساسیت نشان می‌دهد واین مطلب، حق و حقوق را فرازمانی و فرامکانی می‌کند. برخی از اندیشه‌گران و حکیمان بر این باورند که حجاب، حق‌الله است و در این‌باره می‌گویند: «حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه مال شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‌باشد. همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد شد، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‌الله مطرح است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.
 
از اینکه قرآن می‌گوید: هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‌شود عصمت زن حق‌الله است.»(۶) پر واضح است که آدمی نمی‌تواند حقوق الهی را کاملا ادا کند ولی با انجام برخی کارها می‌تواند رضایت الهی را به دست آورد. حضرت رسول‌(ص) می‌فرمایند: «حقوق خداوند متعال بزرگتر از آن است که توسط بندگان ادا شود و نعمت‌های خداوند بیشتر از آن است که به شمارش آید»(۷) و حضرت علی(ع) می‌فرماید: «خداوند بر بندگان حقی قرار داده و آن این است که او را اطاعت کنند.»(۸) اگرچه حق خدا بزرگ است و قابل ادا نیست ولی ادای وظایف و اطاعت از خداوند متعال به نوعی ادای حق محسوب می‌شود. حجاب که امر خداست و شارع مقدس به عنوان یکی از احکام ضروری دین آن را واجب کرده است باید حفظ شود.
 
حفظ این واجب الهی اطاعت از اوست و اطاعت از او حقی است که بر بندگان نهاده است و هر انسان باورمندی باید تعبدا و نه فقط به خاطر مصالح عمومی و... این حق و حد الهی را ادا کند. پس حکمت حجاب، سنجش میزان عبودیت واطاعت بندگان است. بانوان با حفظ حجاب می‌توانند اطاعت را که روح و پیام اصلی عبادات بشر است اثبات کنند و در زمره اطاعت‌کنندگان الهی قرار گیرند. بانوان به عنوان نیمی از جامعه اسلامی که در دامان خود انسان‌های پاک و برجسته می‌پرورانند، دارای حرمت واحترام ویژه‌ای می‌باشند. آنان معلمان عاطفه هستند و پیکره اجتماع، با محبت و تربیت آنها استوار خواهد ماند.
 
مفسران واندیشه‌گران بر این باور هستند که «قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید، می‌فرماید: حجاب عبارت است از یک نحوه احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند. در قرآن علت و فلسفه حجاب را چنین ذکر می‌کند که: ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین، یعنی برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند، چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.»(۹)
 
با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه‌ای صریح می‌بینیم و می‌یابیم که احترام و حرمت زن، فلسفه حقیقی و یا یکی از فلسفه‌های حجاب است براستی اگر معرفت انسان به شریعت و تعالیم دینی بالا رفته و قرآن را که آئین‌نامه سعادت و کمال بشر است درک کند، به عظمت حجاب پی برده و می‌فهمد بدحجابی و بی‌حجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در هستی است.
 
خداوند در آیه ۳۱ سوره نور حکم حجاب را به گونه‌ای صریح و آشکارا مطرح نموده و علاوه بر ظرافت‌های خاصی که در نوع پوشش زنان وجود دارد، اشخاص محرم را نیز ذکر می‌کند تا نامحرم‌ها بازشناسانده شوند و در پایان فلسفه پوشش بیان شده است که زینتها و زیبایی‌های زنان در مقابل نامحرم آشکار نشود، تا آنها مورد توجه نگاه‌های ناپاک قرار نگیرند و احترام آنان حفظ گردد. در آیه دیگر حرمت و شخصیت زن به عنوان فلسفه حجاب مطرح می‌شود: «ای پیامبر به زنان ودخترانت و زنان مومن بگو، پوشش خود را بر خود فرو پوشند.
 
این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.» (احزاب، آیه ۵۹) در این آیه زنان و دختران پیامبر و زنانی که همسر مردان مومن هستند از دیگر زنان جامعه آن روز جدا می‌شوند و حکم حجاب برای این زنان محترم آورده می‌شود. از ظاهر آیه می‌توان دریافت که حجاب به خاطر احترام و حرمت زنان بوده و مقام آنان به قدری والاست که باید از طریق حجاب شناخته شوند؛ مبادا مانند زنان کفار مورد اذیت و آزار قرار گیرند. این دسته از زنان به خاطر اعتقادات و باورهای دینی، دارای ارزش و مقامی افزون از دیگران هستند و حرمت آنها باید مورد شناسایی قرار گیرد.

● آثار اجتماعی حجاب

هر عملی که افراد جامعه انجام می‌دهند، در نگاه کلان اثر مستقیم در اجتماع دارد زیرا از خانواده که واحد کوچک اجتماعی است جامعه تشکیل می‌شود و همان‌گونه که رفتار فرد در جامعه موثر است، اشخاص نیز از اجتماع و قوانین آن تاثیر می‌پذیرند. حجاب علاوه بر آثار شخصی و شخصیتی، دارای آثار اجتماعی است. جامعه‌ای که در آن بانوان باحفظ حدود وحقوق دیگران ظاهر می‌شوند و موجب تخریب روح و جسم همنوعان خود شده و محیط آرام وامنی را برای جوانان فراهم سازند، به سوی سعادت و سلامت روانی پیش خواهد رفت. 
اگر زنان جامعه باحجاب باشند، هم مردان از نظر طهارت روح و جسم سالم می‌مانند و هم در جامعه، سلامت خانوادگی حفظ خواهد شد و محیط خانواده تحت تاثیر خودنمایی‌‌های عده‌ای از زنان بدحجاب و بی‌حجاب قرار نمی‌گیرد و هم مراکز اجتماعی مثل اداره‌ها و بیمارستان‌ها و... در کمال سلامت رفتاری خواهند بود و بزهکاری‌های اجتماعی به حداقل خواهد رسید.
 
حضرت امام خمینی(ره) در مورد فعالیت اجتماعی واشتغال زنان همیشه این نکته را بیان می‌کردند که: «فعالیت اجتماعی، سیاسی کنید ولی حدود شرعی از جمله رضایت همسر را رعایت کنید.»(۱۰) بسیاری از پرونده‌های ضداخلاقی از عدم رعایت حدود شرعی نشات گرفته است و آمار جنایی ذکر شده همواره زنگ خطری بوده که اندیشه گران تربیتی را نگران می‌ساخته است. یکی از آثار اجتماعی حجاب، حفظ اجتماع و سلامت اجتماعی خانواده‌است، بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زنده‌ترین شاهد این مطلب است.
 
از روزی که حجاب دچار تغییر و تحول شد و آزادی‌های تعریف نشده در جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگران‌کننده‌ای بالا رفته و میزان ازدواج رو به کاهش نهاده است و این جزء آثار اجتماعی بی‌حجابی است که جامعه را در درازمدت به ورطه هلاکت می‌رساند. البته آثار مثبت حجاب و پیامدهای منفی بی‌حجابی به اینجا ختم نمی‌شود.
 
وقتی که به صحنه تفکرات عالم نگاه می‌کنیم و بینش اسلام را مشاهده می‌نماییم، به روشنی در می‌یابیم که جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا کند که دیدگاه‌های اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارائه کند. اسلام می‌خواهد که رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد. همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست. مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی‌قید و شرط زن ومرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است. حجاب به هیچ‌وجه مزاحم و مانع فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست.
منبع: سایت آوینی

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1392ساعت 22:52  توسط موسی امیری  | 

روشهای پند و اندرز به فرزندان

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

روشهای پند و اندرز به فرزندان

مدرسه براي افراد بيشماري تداعي کننده خاطرات خوب و زيبايي است که در هر سني يادآوري آن ها برايشان لحظات شيريني را مي سازد. آيا به عنوان والدين يک دانش آموز مي دانيد چگونه مي توانيد به فرندانتان در راه کسب علم و دانش بهتر و بيشتر کمک کنيد که در آينده خاطرات زيبا و خوبي از دوران مدرسه اش در ذهن داشته باشد

بتوانم کمکت کنم.» چيزي بيش از کمک به کودک عرضه مي کند. او در حقيقت مي گويد: «اين مهم است که تو بايد خودت آن را انجام بدهي، ليکن من کمک خواهم کرد تا کاري را که بايد انجام دهي، خوب بفهمي.»
2) کودکان را در بحث هاي خانوادگي شرکت دهيد: خانه اي که در آن والدين و کودکان فرصت بيان نظرات خويش را نسبت به اشيا» و موضوعات مورد علاقه خود داشته باشند فرصت مناسبي براي يادگيري به کودکان مي دهد که هيچ مدرسه اي نمي تواند با آن برابري کند، کودک از گفتگوهاي سر غذا، بيش از تمام مدت روز در مدرسه چيز ياد مي گيرد.
3) فرزند خود را در مسير موفقيت قرار دهيد: کودکان نيز مانند بزرگسالان، در اثر موفقيت هاي متناوب به موفقيت خو مي گيرند. آنها به خود اطمينان پيدا کرده و از خويشتن انتظار موفقيت دارند. اينگونه کودکان در مدرسه موفق و در خانه شاد و مسرور هستند. شکست نيز شکست هاي بعدي را به دنبال دارد. کودکان به موفقيت هاي روزانه احتياج دارند. آنها بايد آگاهي يابند که والدينشان از موفقيت آنها اطلاع حاصل کرده و به وجودشان افتخار مي کنند. والدين بايد به کودکان بفهمانند که موفقيت يک روياي دور و غيرقابل دسترس نيست، بلکه موفقيت درزمان حال هم موجود و ممکن است.
4) تمرکز حواس: کودکان بايد حواس خود را متمرکز کنند. هر بار که کودک به تلاش خود براي يافتن پاسخ ادامه دهد، توانايي او فزوني مي يابد. يعني به تفکر مداوم و اصرار در تفکر عادت مي کند. والدين بايد کودکان خود را به اين روش تشويق کنند که هنگام کار، به کار و هنگام بازي به بازي کردن بپردازند. اين روش براي زندگي روش خوبي است.
5) ترس از شکست را کاهش دهيد: وقتي به کودک مسئوليت خيلي زياد بدهيد، نگراني او گسترش مي يابد. اگر مسئوليت خواسته شده از کودک بسيار اندک باشد، کودک وابسته و تابع بار مي آيد. بين اين دو، يک محوطه وسيع و پهناوري وجود دارد که کودکان در آن شاد، موفق و آرام مي باشند. اين همان روابطي است که والدين بايد براي دست يافتن به آن کوشش کنند. والدين دراعمال کنترل وانضباط بايد تا جايي پيش روند که کودکان اخذ تصميم را فرابگيريند. همزمان با اين، کودکان بايد مسئوليت تميزي، نظافت و نگهداري از اتاق و وسائل شخصي خويش را به عهده بگيرند.
6) کمک کنيد تا فرزندان شما مرکز توجه خود را گسترش دهند: انسان هرچه بيشتر بداند، نيازمندي و گرايش او به دانستن بيشتر مي شود. تکميل الگوي ادراک و تفاهم در مغز، سبب کسب لذت شادي مي شود. هرچه دامنه دانش بيشتر باشد، زمينه هاي زيادتري را مي توان به آن اضافه نمود. وقتي فرزند شما عقايد و نظريات را به زبان خود بيان مي کند، او آنها را به الگوي تفکر خود تبديل مي نمايد.
7) استعدادهاي ويژه را تشويق کنيد: اگر کودک به هنر علاقه مند است و تقريبا همه وقت خود را صرف آن مي کند، يا عاشق آثار هنري بوده و خود به خلق آثار هنري مي پردازد، تمام اين علائق و فعاليت ها مفيد هستند. البته تا جايي که به نمرات مدرسه و توانايي تحصيلي اش لطمه اي وارد نشود. در غير اينصورت والدين بايد دست به اقدام بزنند. براي يک دختر و پسر جوان اين امکان وجود دارد که شانس موفقيت خود را در پي کسب چنين تجربه هايي از دست بدهند. نگذاريد که اين اتفاق براي فرزندان شما پيش بيايد. اگر والدين سعي نکنند علاقه اي را که کودک قبلا داشته از بين ببرند، بيشتر موفق خواهد شد. بگذاريد که او علاقه خود را حفظ کند و در همان موقع او را تشويق کنيد تا به موضوعات ديگر نيز علاقه مند گردد. مخصوصا به موضوعات درس مدرسه.
8) خلاقيت و کنجکاوي را تشويق کنيد: کودکان گرايش و ميل پايدار و خاموش نشدني براي خلاقيت، ساختن و اکتشاف دارند. کنجکاوي و خلاقيت در وجود آنها نهفته است و رشد طبيعي آنها بدون وجود اين عوامل و خصوصيات دچار وقفه مي گردد. وقتي کودک تصوير عجيب و غريبي به مادر خود نشان مي دهد، مادر مي گويد: «عجب تصوير قشنگي! راجع به اين برايم صحبت کن.» اين مادر هرگز اين اشتباه را نمي کند که بگويد: « تو يک اسب کشيده اي» درصورتي که ممکن است منظور کودک تصوير کشتي بوده باشد. اگر والدين اين اشتباهات را تکرار کنند، ممکن است کودک سعي خود را در ترسيم نقاشي کنار گذاشته و يا نتيجه کوشش هاي هنري خود را ديگر به مادر نشان ندهد.
9) طريقه برقراري ارتباط را به کودک خود ياد دهيد: کودکان نياز دارند تا در به هم پيوستن نظريات، نيازمندي ها و افکارشان و بيان آنها به صورت کلامي، تمرين کنند. خواندن کتاب، کودک را کمک مي کند تا لغت هاي جديدتري ياد بگيرد و مطالب و اهداف خود را بهتر بازگو کند. در گوش دادن داستان بي پايان کودک صبر و حوصله نشان دهيد. اين همان طريقي است که کودک لغات تازه را ياد مي گيرد. زياد به او تذکر ندهيد(مطالب را در دهان او بگذاريد). کودک بايد ياد بگيرد که در صورت لزوم شخصا مطالب خود را بيان نمايد.
10) از آموزگاران کمک بگيريد: نزديکترين مرجع استفاده از افراد متخصص براي حل مشکلات يادگيري دانش آموزان، آموزگاران و مشاوريني هستند که در مدرسه با فرزند شما کار مي کنند. با کمي نقشه و پيش بيني، اين امکان را به دست خواهيد آورد که بهترين کمک را از آنان بگيريد. در اين راه منتظر پيش آمدن مشکل نشويد. باب آشنايي را باز کنيد.
11) در مسئوليت ها شريک هستيد: در اکثر موارد همکاري در تشريک مساعي پدر و مادر است، که دانش آموزان موفق به وجود مي آورد. گاهي يک پدر ترقي خواه، مادر قدرتمند، عمو يا دائي فهميده و يا حتي يک همسايه و دوست مي تواند آتش اشتياق، موفقيت هاي تحصيلي و آموزشي را در کودکان شعله ور سازد. در اين راه محيط خوبي براي مطالعه به وجود آوريد. تشويق، پشتيباني، پيشنهاد و پاسخ به سوالات، اقداماتي هستند که نبايد فراموش شوند

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1392ساعت 22:50  توسط موسی امیری  |